كرده اگر بايستد جايز است آن را بزند يا افسار أو را حركت دهد ونحو آنها بقدر متعارف وضامن
نيست بنابر أقوى مگر آنكه مالك منع كرده باشد يا همراه حيوان باشد ومتعارف باشد كه أو بايد
براند واگر با منع مالك يا زايد از متعارف حيوان را اذيت كند كه تلف يا معيوب شود ضامنست
( مسألة 15 ) كسى كه أجير شده براي حفظ متاع اگر تقصير در محافظت نكند وآن متاع را دزد
ببرد ضامن نيست بخلاف آنكه تقصير كند هر چند خواب بر أو غالب شود يا شرط ضمان بر أو شده
باشد كه ضامن است وأيا در اين صورت مستحق اجرت يا نه ظاهر آن است كه مستحق
نباشد مگر در صورتيكه أجير شده باشد كه آنجا بنشيند وغرض از آن محفوظ ماندن متاع باشد نه آنكه
أجير بر محافظت باشد
( مسألة 14 ) حمامي ضامن رختها نيست مگر آنكه باو بسپارند واو تفريط
يا تعدى كند ودر اين حال صحت شرط ضمان أو نيز مشكل است زيرا كه امين محض است بسبب
آنكه اجرت را براي رفتن داخل گرمابه مىگيرد نه براي رختها بلى اگر اجرت ديگرى براي حفظ
لباس باو دهند با تعدى يا تفريط يا با شرط ضمان ضامن است
( فصل چهارم ) كفايت مىكند در
صحت اجاره آنكه موجر مالك منفعت عين باشد يا آنكه وكيل باشد از جانب مالك يا ولى أو باشد
ومعتبر نيست كه موجر مالك عين باشد پس اگر مالك مجرد منفعت باشد بوصيت يا بصلح يا با جاره
كافيست پس جايز است براي مستأجر بموجر يا ديگرى اجاره دهد عين را ولكن جواز دادن عين
بمستاجر دويم بدون اذن موجر مشكل است پس اگر حيواني براي سواري يا باركشى تا مدت
معينى كرايه كرده جايز است آن را در آن مدت يا كمتر بديگرى كرايه دهد كه سوار شود يا حمل متاع
كند ولكن نمىتواند حيوان را بدست أو دهد بلكه بايد خودش همراه آن برود پس اگر بدون اذن
مالك حيوان را باو دهد ضامن است وهر گاه مالك حيوان را باو كرايه داده وبر أو شرط كرده كه
بديگرى كرايه ندهد يا آنكه خودش سوار شود جايز نيست بديگري كرايه دهد بلى اگر بر مستأجر
شرط كرده كه خودش استيفاء منفعت كند چه براي خود يا براي ديگري باز جايز است ديگرى را
سوار كند يا متاع ديگرى را بر آن بار كند بكرايه وخودش همراه آن برود پس در صورتيكه مقيد
كرده كه خودش سوار شود اگر بديگرى كرايه دهد باطل است واگر آن شخص استيفاء منفعت
از آن كند أجرة المثل آن را بايد بمالك دهد ودر ساير صور اگر خلاف شرط كند وحيوان را