بشكند يا معيوب شود ضامن است
( مسألة 8 ) اگر بخياط بگويد اين پارچه اگر براي پيراهن من
كافى باشد ببر وبدوز واو ببرد وكفايت نكند ضامن است بنابر وجهي ومثل آن است اگر از أو
به پرسد اين پارچه براي پيراهن بس است يا نه خياط بگويد بلى پس صاحبش بگويد ببر واو ببرد
وكفايت نكند وبعضى گفته اند كه در صورت أول ضامن است ودر دويم ضامن نيست بسبب
آنكه در آن مالك اذن بريدن داده وبعضى گفته اند در هيچ كدام ضامن نيست وبهتر آن است كه
ما بين موارد واشخاص فرق است هر جائيكه غرور صادق باشد واذن أو مقيد بكفايت باشد ضامن
است والا فلا ومراعاة احتياط أحوط است
( مسألة 9 ) اگر كسى غلام خود را أجير ديگرى
كند براي عملي وغلام أو را بعمل ضرر برساند آيا مولى ضامن باشد يا غلام كه بعد از ازادى از عهده آن
بيرون آيد يا در صورتيكه بدون تفريط باشد بگوئيم بايد كسب كند وغرامت بكشد واگر تفريط
كرده بر ذمه أو بماند تا بعد از ازادى غرامت كشد يا آنكه مطلقا از كسب غرامت كشد چند قول
است أقوى آن است كه مطلقا بايد عبد كسب كند وغرامت بكشد واگر بان عمل كسى را كشته
يا عضوى از أعضاء أو را فاسد كرده متعلق برقبه خود غلام است ومولى را مىرسد كه بأقل الامرين
از أرش يا قيمت غلام أو را فدا دهد
( مسألة 10 ) هر گاه حيواني اجاره دهد براي باركشى متاعي
وآن حيوان بلغزد ومتاع تلف يا معيوب شود صاحب حيوان ضامن نيست مگر آنكه أو سبب افتادن
حيوان شده باشد بزدن يا راندن
( مسألة 11 ) اگر كشتى يا حيواني اجاره كند براي حمل متاعي
وآن متاع كم بيايد يا دزد آن را ببرد صاحب كشتى يا حيوان ضامن نيست بلى اگر شرط ضمان بر أو
كند صحيح وموجب ضمان است
( مسألة 12 ) اگر حيواني كرايه كند وزيادة از آنچه قرار داده
بر آن بار كند ويا در صورتيكه تعيين مقدار بار نكرده زيادة از متعارف بر آن بار كند وحيوان تلف
يا معيوب شود ضامن است واگر تلف نشود ظاهر آن است كه بايد أجرة المثل آنچه بار كرده باو
دهد نه اجرة المسمى زيرا كه عقد اجاره بر انمقدار از بار واقع نشده بلى اگر بر وجه تقييد نبوده اجرة
المسمى را بدهد بضميمه أجرة المثل زايد
( مسألة 13 ) اگر حيواني كرايه كند براي سواري يا باركشى
تا جاى معينى وزيادة از آن آن را ببرد بايد از عهده بر أيد وظاهر آن است كه اجرة المسمى مقدار قرار
داد وأجرة المثل مقدار زايد را بايد بدهد
( مسألة 14 ) حيواني را كه براي سواري يا بار كشى كرايه