اگر اجاره متعلق بنفس منفعت باشد نه برذمة أجير بانكه منفعت خياطه روز جمعه أو را باجاره مالك
شده باشد بيك قران مثلا وخود مستأجر ثوب را تلف كند واو بيكار بماند اتلاف كردن ثوب كه
متعلق عمل است بمنزله استيفاء عمل است واو را نمىرسد كه قران را پس گيرد زيرا كه خودش باتلاف
ثوب تفويت منفعت بر خود نموده
( مسألة 2 ) چيزهائى كه تلف شده وبايد غرامت بكشد
از قيميات مدار بر قيمت روزى است كه غرامت مىكشد وميدهد نه بر قيمت روزيكه تلف شده ونه
أعلى القيم بنابر أقوى
( مسألة 3 ) اگر موجر ثوب را بعد از آنكه دوخته تلف كند قيمت ثوب
دوخته را ضامن است وأجرت المسمى را مستحق است وهم چنين اگر متاعي را أجير بجائيكه قرار داده
حمل كند وانجا تلف كند بايد قيمت متاع را در جاى تلف غرامت بكشد وأجرت المسماى حمالى
خود را بگيرد
( مسألة 4 ) هر گاه كسيكه أجير شده براي دوختن يا بريدن يا شستن رخت رخت را
فاسد كند ضامن است وهم چنين اگر حجام يا ختان بحجامت يا ختنه كردن جنايتي باو بزند يا كحال
يا بيطار يا هر كسيكه خود را أجير داده كه در مال مستأجر كارى بكند اگر آنرا ضايع كند ضامن
است در صورتيكه از حديكه مأذون بوده تجاوز كند هر چند قصد تجاوز كردن نداشته باشد بلكه
ظاهر مشهور آن است كه ضامن است هر چند از حد مأذون تجاوز نكند لكن مشكل است پس
اگر پسر بسبب ختنه بميرد وختان حاذق باشد واز محل بريدن تعدى نكرده باشد كه أصل ختنه
كردن براي أو ضرر داشته باشد ضامن بودن أو مشكل است
( مسألة 5 ) طبيب كه مباشر علاج
باشد اگر ضرر برساند ضامن است هر چند حاذق باشد بخلاف آنكه خودش مباشر نباشد بلكه امر
كند در ضامن بودن أو اشكال است مگر در صورتيكه امر أو سبب ضرر شود وأقوى از مباشر
باشد واگر دوائي را وصف كند مثل آنكه بگويد دواء تو فلان چيز است بدون آنكه امر كند وبان
دوا متضرر شود ضامن نيست بنابر أقوى واگر بگويد فلان دوا براي فلان مرض نافع است وخود
مريض استعمال كند ومتضرر شود بي اشكال ضامن نيست وهم چنين اگر بگويد اگر من مريض
بودن فلان دوا ميخوردم
( مسألة 6 ) هر گاه طبيب تبرى از ضمان كند باين كه بمريض يا ولى أو بگويد
كه من طبابت مىكنم واگر ضرر وارد امد من ضامن نباشم ومريض يا ولى أو قبول كند وطبيب در
اجتهاد واحتياط كوتاهي نكند ضامن نيست بنابر أقوى
( مسألة 7 ) اگر حمال بلغزد وبأرش بافتادن