( مسألة 1 ) در ماس وممسوس فرق نيست ما بين اين كه عضوى باشد كه حيوة در آن حلول
كرده باشد يا نه مثل استخوان وناخن وهم چنين فرقى نيست ما بين ظاهر وباطن بلى مس كردن بموى
خود ميت را يا مس كردن موى ميت را موجب غسل نمىشود
( مسألة 2 ) مس قطعه مبانه از ميت
يا حي هر گاه مشتمل بر استخوان باشد موجب غسل است بخلاف مجرد از استخوان واما مس استخوان بي
گوشت پس در ايجاب آن غسل را اشكال است وأحوط غسل است بسبب مس آن خصوص اگر يك سال
بر أو نگذشته باشد چنانچه أحوط در مس دندان جدا شده از ميت غسل است بخلاف دندان افتاده از
حي مگر در صورتي كه با آن گوشت معتد به باشد واما گوشت جزئي اعتنائى بان نيست
( مسألة 3 )
هر گاه شك شود در تحقق مس وعدم آن يا اين كه شك شود كه ايا ممسوس انسان است با غير انسان
يا اين كه مرده است يا زنده يا انكه سرد شده بدن أو يا نه يا انكه شهيد است يا غير شهيد يا انكه ممسوس
بدن أو بود يا لباس أو يا موى أو بود يا بدن أو در هيچ يك از اين صورتها غسل واجب نيست بلى اگر
علم پيدا كرد بانكه مس حاصل شد لكن شك كرد در اين كه بعد از غسل بود يا پيش از آن واجب
است غسل بكند وبنابر اين مشكل است مس كردن استخوانهاى مجرده كه معلوم است از انسان
است وواقع است در مقابر يا بيابانها بلى اگر در مقابر مسلمين باشد بعيد نيست حكم بعدم وجوب از
باب حمل بر اين كه أو را غسل داده اند
( مسألة 4 ) در شبهه محصوره ميت انسان بغير انسان يا نحو
آن ظاهر عدم وجوب غسل است اگر چه أحوط است
( مسألة 5 ) فرق نيست در وجوب غسل
ما بين انكه مس اختياري باشد يا اضطراري در بيدارى باشد يا در خواب مس كنده خواه صغير
باشد يا كبير مجنون باشد يا عاقل پس واجب است بر صغير غسل بعد از بلوغ وأقوى صحت غسل است
از أو پيش از بلوغ نيز هر گاه مميز باشد وبر مجنون نيز واجب است بعد از انكه جنون أو بر طرف شود
( مسألة 6 ) در قطع مبانه از حي فرق نيست ما بين اين كه مس كننده خود شخص باشد يا ديگرى
( مسألة 7 ) بعضي گفته اند در قطعه مبانه از حي واجب است غسل هر چند در حال حرارت
وپيش از سرد شدن باشد وان أحوط است
( مسألة 8 ) هر گاه طفل از مرده متولد شود بمجرد همين
وجوب غسل بر أو بعد از بلوغ معلوم نيست وهم چنين هر گاه طفل مرده از مادر متولد شود بمجرد اين
مماسه معلوم نيست وجوب غسل بر مادر لكن أحوط در هر دو غسل كردن است بلى در دوم غسل