( مسألة 4 ) مشهور علما اعتبار كرده اند فاصله شدن أقل طهر را ما بين حيض متقدم ونفاس
وهم چنين ما بين نفاس وحيض متأخر پس حكم نمىشود بحيض بودن خون سابق بر ولادت واگر چه
بصفت حيض يا در أيام عادت باشد هر گاه ما بين أو ونفاس ده روز فاصله نشود وهكذا نسبت بخون
متأخر از نفاس وأقوى عدم اعتبار فصل أقل طهر است در حيض متقدم چنانچه گذشت بلى بعيد
نيست اعتبار آن در حيض متأخر لكن أحوط مراعاة احتياط است
( مسألة 5 ) هر گاه بعض
طفل بيرون بيايد ومدتى طول بكشد تا تمام آن بيرون أيد مبدء نفاس خونى است كه با آن بعض بيايد
ومنتهاى آن بعد از گذشتن ده روز است از حين تمام خروج هر چند بيش از ده روز شود پس آنچه
قبل از تمام خروج امده نفاس است لكن محسوب از ده روز نيست بلكه اگر طفل قطعه قطعه بيرون
أيد هم چنين است اگر چه يك ماه طول بكشد يا بيشتر پس اگر خون مستمر باشد تمام آن نفاس است
واگر در بين تخلل نقاء شود بايد احتياط شود بجمع ما بين طاهر ونفساء مگر انكه ده روز يا بيشتر
باشد كه در اين صورت حكم طاهر جارى مىشود واحتياط لازم نيست
( مسألة 6 ) هر گاه زن
در يك شكم دو طفل يا بيشتر بر أيد از براي هر يك نفاسى است مستقل پس هر گاه ما بين انها ده روز
فاصله شود وخون مستمر باشد نفاس أو بيست روز است از براي هر يك ده روز واگر كمتر فاصله
شود وخون مستمر باشد تداخل مىشود ما بين نفاسين واگر پاكى فاصله شود ما بين انها آن پاكى نفاس
نيست هر چند كمتر از ده روز باشد بنابر أقوى پس ما بين دو نفاس تخلل أقل طهر شرط نيست لكن
أحوط در پاكى متخلل اگر كمتر از ده روز باشد مراعاة احتياط است مثل طفلى كه قطعه قطعه
بيرون أيد
( مسألة 7 ) هر گاه بعد از ولادت خون مستمر ماند تا يك ماه وبيشتر پس بعد از گذشتن
أيام نفاس كه آن ده روز است در غير ذات العادة ودر ذات العادة ده روزى ومقدار عادت است
در عادت كمتر از ده روز تا ده روز استحاضة است هر چند بر خورد بأيام عادت وبعد از آن در ذات
العادة بايد انتظار عادت بكشد پس خونى كه مصادف أيام عادت باشد حيض است وما عداى آن
استحاضة ودر غير ذات العادة رجوع مىكند بتميز بتفصيلى كه در باب حيض ذكر شد وأين بنابر آن
است كه مشهور گفته اند وخلافى هم ظاهر نيست كه ما بين نفاس وحيض متأخر بايد ده روز فاصله
شود واگر كمتر باشد حيض نيست اگر چه بر خورد بأيام عادت لكن أحوط چنانچه سابقا ذكر شد