اين كه اقرار كند از براي غيرى ولو از براي بعض ورثه بر خلاف واقع بلى اگر مالي در مكاني دفن
كرده باشد كه وارث بر آن مطلع نباشد محتمل است كه واجب نباشد اعلام أو لكن آن هم نيز مشكل
است وهم چنين است هر گاه ديني بر ذمه شخصي داشته باشد وأحوط اعلام است وهر گاه عدم اعلام
تفويت حق محسوب شود اعلام واجب است يقينا
( مسألة 4 ) واجب نيست بر أو نصب قيمي بر
أطفال خود مكرر در صورتي كه عدم نصب قيم باعث تضييع ايشان يا مال ايشان شود وهر گاه خواست
قيمي نصب كند واجب است كه امين بوده باشد وهم چنين است در وقتي كه معين مىكند شخصي را
براي أداء حقوق واجبه بر ذمه أو بايد آن شخص نيز امين باشد بلى اگر وصيت كرد ثلث مال خود را
براي خيرات غير واجبه بعيد نيست عدم وجوب بودن وصى امين لكن باز هم خالى از اشكال نيست
خصوص اگر راجع بفقراء باشد
( فصل دوم ) در آداب مريض است بدان كه چند امر مستحب
است براي مريض ( أول ) انكه صبر كند بر مرض وشكر كند حق تعالى را بر آن ( دوم ) اين كه
شكايت نكند از مرض خود خصوص بغير مؤمن ودر خبر است كه حد شكايت اين است كه بگويد
مبتلا شدم بدردى كه احدى مبتلا بان نشده است يا بگويد بمن رسيده است آنچه كه بإحدى نرسيده
واما اين كه بگويد ديشب خواب نرفتم يا تب داشتم اين شكايت نيست ( سيم ) اين كه مرض خود ر ا
پوشيده دارد تا سه روز ( چهارم ) اين كه تجديد توبه كند ( پنجم ) اين كه وصيت كند بخيرات از
براي فقراء از خويشان وغير ايشان ( ششم ) اين كه بعد از سه روز اعلام كند مومنين را بمرض خود
( هفتم ) اين كه اذن دهد ايشان را در عيادت أو ( هشتم ) اين كه تعجيل نكند در مراجعه بطبيب ودوا
خوردن مگر انكه مايوس باشد از خوب شدن بدون مراجعه بطبيب ودواء ( نهم ) اين كه پرهيز كند
از چيزهائى كه محتمل الضرر است ( دهم ) اين كه مريض وأقرباء أو صدقه بدهند چه انكه رسولخدا ص
فرموده مداوا كنيد مريضان خود را بصدقه ( يازدهم ) اين كه در حضور مومنين اقرار كند بتوحيد
ونبوت وامامت ومعاد وساير عقايد حقه ( دوازدهم ) هر گاه أطفال صغير دارد أميني را نصب كند
وعادليرا بر أو ناظر كند واجرتى براي ايشان قرار دهد ( سيزدهم ) هر گاه مال
دار باشد ثلث مال خود را وصيت كند ( چهاردهم ) انكه هر گاه كفن خود را مهيا نكرده مهيا كند واز جمله مهمات
انكه وصيت خود را واضح ومبين كند بنحوى كه اجمال در آن نباشد وناظر ووصى را اعلام كند