بلكه أقوى صحت وضوءات مستحبه است نيز بدون رفع حدث
( فصل چهارم ) در احكام
استحاضة است بدان كه خون استحاضة يكى از احداث موجبه وضو وغسل است اگر بيرون آيد بخارج
فرج اگر چه بقدر سر سوزنى باشد وكفايت مىكند در بقاء واستمرار حدث بقاء آن در باطن بلكه
مجرد بيرون امدن آن از ركى كه مسمى بعاذل است كافى است در تحقق حدث بنابر أحوط هر چند
هنوز در فضاء فرج باشد وبخارج نيامده باشد وان در غالب زرد وسرد وصاف ورقيق وفاسد است
كه بسستى بيرون مىايد بدون سوزش وگزندگى بعكس خون حيض وگاهى بصفات حيض مىباشد مثل
اين كه گاهى حيض بصفات أو است واز براي قليل وكثير آن حدى نيست وهر خونى كه از نفاس
وجرح وقرح نباشد ومحكوم بحيضيت هم نباشد محكوم باستحاضه است وهر گاه مشتبه شود بخونهاى
ديگر وبامارات وعلامات معلوم نشود اگر صفات استحاضة دارد محكوم باستحاضه است بنابر أحوط
( مسألة 1 ) بدان كه استحاضة بر سه قسم است قليله ومتوسطه وكثيره ( أول ) آنست كه خون بظاهر
پنبه برسد وان را سوراخ نكند ودر اين قسم واجب است از براي هر نمازى چه فريضة وچه نافله وضو
بگيرد وپنبه را عوض كند يا تطهير نمايد ( دوم ) آنست كه خون در پنبه فرو رود لكن بكهنه نرسد ودر
اين قسم واجب است علاوة بر وضوء از براي هر نماز وتغيير پنبه انكه يكغسل بكند پيش از نماز
صبح ( سيم ) آن است كه خون سيلان كرده از پنبه بگذرد وبكهنه برسد ودر اين قسم واجب است
تغيير پنبه وكهنه يا شستن انها وشستن ظاهر فرج كه نجس شده است ووضوء از براي هر نمازى وسه
غسل يكى پيش از نماز صبح ويكى پيش از نماز ظهر وعصر كه جمع كند ما بين آن دو ويكى از براي
نماز مغرب وعشاء كه جمع كند ما بين آن دو وبهتر اين است كه نماز أول را بتأخير بيندازد تا آخر وقت
فضيلت آن ونماز دوم را در أول وقت فضيلت آن اتيان كند تا هر دو در وقت فضيلت واقع شوند وجايز
است كه جمع ما بين دو نماز نكند واز براي هر نمازى جداگانه غسل كند وجايز نيست جمع ما بين
بيش از دو نماز فريضة بيك غسل بلى كفايت مىكند از براي نوافل روز وشب غسل از براي فرايض
انها لكن واجب است براي هر دو ركعتي از نوافل يك وضوء
( مسألة 2 ) هر گاه استحاضة متوسطه
بعد از نماز صبح حادث شود از براي نماز صبح غسل واجب نيست وأيا واجب است غسل براي
نماز ظهرين يا نه أقوى وجوب است وهم چنين هر گاه حادث شود بعد از ظهرين بايد براي عشائين