اگر اختيار نكرد تا شهر أو تمام شد
( مسألة 24 ) بدان كه عدم صحت طلاق وظهار وحرمت وطى
وكفاره از احكام حيض است پس هر گاه پاك شده باشد ولكن هنوز غسل نكرده باشد طلاق وظهار
أو صحيح است ووطى أو نيز جايز است بخلاف ساير محرمات كه ثابت است ما دام كه غسل نكرده
است ( دهم ) وجوب غسل است بعد از انقطاع حيض از براي اعمال واجبه كه طهارت از حدث
أكبر شرط انها است مانند نماز وطواف وروزه واستحباب آن از براي اعمالي كه طهارت از براي انها
مستحب است وشرطيت آن از براي اعمال غير واجبه كه طهارت در انها شرط است
( مسألة 25 ) غسل
حيض مثل غسل جنابت مستحب نفسي است وكيفيت آن مثل غسل جنابت است در ترتيب وارتماس
وغيرهما بلى فرقى كه هست اين است كه غسل جنابت كافى از وضوء است بخلاف غسل حيض
كه بايد وضو بگيرد پيش از آن يا بعد از آن يا در بين آن هر گاه ترتيبي كند وأفضل پيش انداختن
وضوء است در جميع أغسال
( مسألة 26 ) هر گاه غسل كرد چيزهائيكه بجهت حيض بر أو حرام
بود مثل دخول در مساجد وقرائت عزائم ونحو اينها حلال مىشود هر چند هنوز وضو نگرفته باشد
پس وضو جزء رافع حدث حيض نيست بلكه شرط است در عملي كه حدث أصغر مانع صحت آن
است مانند نماز وأمثال آن
( مسألة 27 ) هر گاه حائض پاك شد وغسل متعذر باشد تيمم كند بدل
از غسل واگر وضو هم متعذر باشد نيز تيمم كند واگر آب بقدر كفايت يكى از آن دو دارد غسل را
مقدم دارد
( مسألة 28 ) جواز وطى توقف بر غسل ندارد بلكه هيمنكه از حيض پاك شد جايز
است اگر چه غسل نكرده باشد بنابر أقوى هر چند مكروه است بلكه أحوط ترك است وشستن فرج
لازم نيست هر چند مستحب است بلكه موجب خفت كراهت بلكه أحوط است نيز
( مسألة 29 )
آب غسل زوجه وكنيز بر زوج وسيد است بنابر أقوى
( مسألة 30 ) هر گاه تيمم كرد بدل از غسل
تيمم اوبحدث أصغر باطل نمىشود پس ما دام كه عذر دارد از غسل كردن تيمم أو باقي است ( يازدهم )
وجوب قضاء آنچه در حال حيض از أو فوت شده است از روزه شهر رمضان وغير آن از روزه هاى واجب واما نمازهاى
يوميه پس قضاى انها واجب نيست بخلاف غير يوميه مثل نماز طواف
ونذر معين ونماز آيات كه واجب است قضاء آنها بنابر أحوط بلكه أقوى
( مسألة 31 ) اگر حائض
شود بعد از دخول وقت پس اگر درك كرده است از وقت بقدر أداء أقل واجب از نماز را بحسب