( مسألة 13 ) هر گاه مقاربت كرد باعتقاد حيضيت بعد معلوم شد كه طاهر بوده است كفاره
ثابت نيست هر چند معصيت كرده باشد
( مسألة 14 ) عجز از كفاره كلا يا بعضا موجب سقوط
نيست پس هر وقت ميسر شد بايد بدهد وأحوط استغفار است در حال عجز بدل از كفاره ما دام
العجز
( مسألة 15 ) هر گاه در حال مقاربت حيض اتفاق افتاد وتعمد كرد در بيرون نياوردن كفاره
ثابت مىشود
( مسألة 16 ) قول زن در حيض مسموع است پس اگر با اخبار أو بحيض عمدا با أو
مقاربت كند كفاره بدهد بلكه بعيد نيست سماع قول أو در أول ووسط واخر بودن حيض
( مسألة 17 ) جايز است در كفاره قيمت دينار بدهد ومناط قيمت وقت دادن است وأحوط دادن
عين است
( مسألة 18 ) كفاره امداد را بايد بسه مسكين بدهد بنابر أحوط لكن كفاره بدينار را
مىتواند بيك نفر بدهد اگر چه أحوط صرف آن است برده يا هفت مسكين از براي قوت روز ايشان
( مسألة 19 ) هر گاه در ثلث أول وثاني وثالث هر سه وطى كرد هر سه كفاره را بايد بدهد وهر گاه
در يك ثلث مكرر كند وطى را پس با تخلل تكفير مكرر مىشود كفاره بلكه با عدم آن نيز أحوط
تكرر آن است
( مسألة 20 ) بعضي ملحق كرده اند بحائض نفساء را در وجوب كفاره وان معلوم
نيست بلى حرمت وطى أو بي اشكال است ( نهم ) از احكام حائض اين است كه صحيح نيست
طلاق أو وهم چنين ظهار أو بشرط اين كه مدخول بها باشد ولو دبر أو زوج أو حاضر
يا در حكم حاضر باشد وابستن هم نباشد پس اگر مدخول بها نباشد يا زوج أو غائب يا در حكم غائب باشد باين معنى كه
متمكن نباشد از استعلام حال أو يا انكه حامله باشد صحيح است طلاق أو ومراد بانكه در حكم حاضر
باشد اين است كه با دورى وغيبت از أو متمكن از استعلام واستخبار از حال أو باشد
( مسألة 21 )
اگر زوج غائب وكيل كند شخص حاضري را كه استعلام مىتواند بكند جايز نيست طلاق أو در حال
حيض
( مسألة 22 ) هر گاه طلاق داد زوجه را باعتقاد انكه پاك است وبعد ظاهر شد كه حائض
بوده باطل است ودر عكس صحيح است
( مسألة 23 ) فرق نيست در بطلان طلاق در حال حيض
ما بين اين كه حيض قطعي وجداني باشد يا از روى تميز يا اختيار تحيض در صورت تخيير واگر طلاق داد
در زماني كه تخيير دارد در تحيض پيش از اختيار أو تحيض يا عدم آن را پس اگر اختيار كرد تحيض را
باطل است واگر اختيار كرد عدم آن را صحيح است واگر پيش از اختيار مرد باطل است وهم چنين