تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
حصار را در چشم خلق حرمتى [ 1 ] عظيم بود . و چون [ 2 ] خوارزم شاه به بخارا رسيد در شهور سنهء اربع و ثلاثين و خمسمائه ، امير زنگى على خليفه بود . و [ 3 ] به فرمان سلطان سنجر والى بخارا بود ، او را بگرفت و بكشت ، و حصار را ويران كرد . و دو سال زيادت ويران بماند . و چون در شهور سنهء ستّ و ثلاثين و خمسمائة البتكين از جانب گورخان [ 4 ] والى بخارا شد ، هم در اين سال بفرمود تا حصار را آبادان [ 5 ] كردند ، و جاى با شش [ 6 ] خود آنجا ساخت . و حصار نيكوتر از آن شد كه بود [ 7 ] . در ماه رمضان سنهء ثمان و ثلاثين و خمسمائة حشم غز به بخارا رسيد ، عين الدوله و قراچه بيك [ 8 ] و شهاب وزير محصور گشتند [ 9 ] و جنگى و رنجى [ 10 ] عظيم شد ، و حشم غز حصار بگرفتند [ 11 ] و شهاب وزير [ 12 ] را بكشتند ، و حصار ويران كردند ، و همچنان ويران بماند . چون در شهور سنهء ستين و خمسمائة خواستند در شهر بخارا ربض زنند ، و كدوادهء [ 13 ] ربض از خشت پخته مىبايست ، كدوادهء [ 13 ] حصار را و برجهاى او كه از خشت پخته بود باز كردند . و به ربض شهر بخارا خرج كردند . و آن [ حصار ] به يكبارگى ويران شد ، و از آن كاخ و هيچ عمارت ( ديگر ) نشانى [ 14 ] نماند . در شهور [ 15 ] سنهء اربع و ستمائة خوارزمشاه محمد بن سلطان تكش [ 16 ] بخارا را بگرفت ، و باز حصار [ را ] آبادان [ 17 ] كرد ( و ختايان [ 18 ] مقهور شدند ، باز )
هامش
[ 1 ] - د ، خ : حرمت [ 2 ] - م ، ب : چون [ 3 ] - در ( د ، م ، ب ، خ ) و او نيست [ 4 ] - م ، ب : ايمنتكين از گورخان [ 5 ] - د ، خ : آباد [ 6 ] - خ : باش [ 7 ] - د ، خ : از آنكه بود شد [ 8 ] - د ، م ، ب : قراچه بيك [ 9 ] - م ، ب : افزوده « بىتكلفى زيادتى » [ 10 ] - د ، خ : جنگ و رنجى [ 11 ] - د ، خ : بگرفت [ 12 ] - خ : و تنها وزير را [ 13 ] - د : كدوواده ( در هر دو موضع ) [ 14 ] - م ، ب : و هيچ عمارت ديگر نشان - د ، خ : هيچ عمارتى و نشانى [ 15 ] - د ، خ : در شهر [ 16 ] - د ، ت ، خ : سلطان تكين - ب : سلان تكين [ 17 ] - م ، ب ، خ : ابدان [ 18 ] - ب : و ختائيان