تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
هر مردى آنجا يكى خروس برد و بكشد [ 1 ] پيش از بر آمدن آفتاب [ 2 ] روز نوروز . و مردمان بخارا را در كشتن سياوش نوحه هاست ، چنان كه در همهء ولايتها معروف است . و مطربان آن را سرود ساخته‌اند ، و مىگويند و قوّالان آن را گريستن مغان خوانند . و اين سخن زيادت از سه هزار سال است ، پس اين حصار را بدين روايت وى بنا كرده است . و بعضى گفته‌اند افراسياب بنا كرده است ، و اين حصار ويران گشت ، و سالها ويران بماند [ 3 ] ، چون بيدون بخار ( خدات ) به ملك [ 4 ] نشست ، شوى آن خاتون بود [ 5 ] كه ياد كرديم . و پدر طغشاده [ بود ] ، كس فرستاد و اين حصار را آبادان [ 6 ] كرد و آن كاخ كه بود وى آباد [ 7 ] كرد و نام خويش بر آهن نوشت ، و بر در كاخ محكم كرد ، تا به روزگار مترجم آن آهن نوشته بر در آن كاخ [ 8 ] بود . و ليكن احمد بن محمد [ بن ] نصر گويد : چون حصار را ويران كردند آن در را نيز ويران كردند . ( و احمد بن محمد بن نصر آورده است ) و [ محمد بن ] جعفر [ 9 ] و ابو الحسن نيشابورى گفته‌اند كه [ 10 ] چون بيدون [ 11 ] بخارخدات اين كاخ را بنا كرد ويران شد ، باز بنا كرد و باز [ 12 ] ويران شد ، چند بار بنا مىكرد و ( باز ) [ 13 ] ويران مىشد . حكما را جمع كردند و تدبيرى [ 14 ] خواستند ، بر آن ( اتفاق ) افتاد كه اين كاخ را بر شكل [ 15 ] بنات النعش كه [ 16 ] بر آسمان است بنا كنند به هفت ستون سنگين ، بر
هامش
[ 1 ] - د ، خ : يكى خروسى برد و بكشد - م ، ب : يكى خروس آنجاى به دو بكشند [ 2 ] - د ، خ : پيش از آفتاب برآمدن [ 3 ] - د : بر آن بماند [ 4 ] - م : بيدون بخارا - د ، خ : ببخارا بملك [ 5 ] - م ، ب : ( بود ) ندارد [ 6 ] - د ، خ : آباد [ 7 ] - م : آبادان - ب : آبدان ( در هر دو جا ) [ 8 ] - ش : بر آن در كاخ [ 9 ] - د : جمله بين علامت را ندارد - م ، ب : و محمد احمد بن محمد نصر گويد كه آورده است جعفر - د ، خ : و محمد بن جعفر و احمد بن نصر گويد - ش : ( محمد بن ) را ندارد [ 10 ] - د ، ب : ( كه ) ندارد [ 11 ] - م ، ب : بندون [ 12 ] - د ، ب : باز [ 13 ] - د ، م ، ب ، خ : ( باز ) ندارد [ 14 ] - خ : و تدبير [ 15 ] - د ، خ : به شكل [ 16 ] - د : ( كه ) ندارد