آن صورت ويران نشد .
( و عجب ديگر آن است كه ( از آنگاه باز ) [ 1 ] كه اين كاخ را بنا كردند [ 2 ] هيچ پادشاهى ( از اين كاخ ) [ 3 ] در وى به هزيمت نشده است ، الا كه ظفر وى را بود . ) [ 4 ] ( و عجب ديگر آن است كه تا اين كاخ را بنا كردهاند هيچ پادشاهى در وى ) نمرده است [ 5 ] نى در كفر و نى در اسلام . ( و ) چون پادشاه را اجل نزديك شده است [ 6 ] ، سببى ( پديد ) آمده است كه از آن كاخ بيرون آمده است ، و به جاى ديگر وفات يافته است ، از وقت بناى اين كاخ تا ويران شدن وى همچنين بوده است [ 7 ] و اين حصار را دو در است ، يكى در شرقى و ديگر در غربى [ 8 ] . در شرقى را در غوريان خوانند ، و در غربى را در ريگستان خوانند .
و به روزگار مترجم در علف فروشان خواندهاند [ 9 ] . و در ميان حصار راهى بوده است راست [ 10 ] ، از اين در تا بدان در .
و اين [ 11 ] حصار جاى با شش پادشاهان [ 12 ] و اميران و سرهنگان ( بوده است ) و زندان و ديوانهاى ( پادشاهى و كاخ جاى نشست ) پادشاهان [ 12 ] از قديم باز و سراى [ 13 ] حرم و خزينه در وى بوده است .
و به روزگار مترجم ( اين حصار ) ويران شد . و سالى چند بر آمد ، ارسلانخان ( آبادان ) فرمود كردن [ 14 ] ، و جاى نشست خود آنجا ساخت [ 15 ] . و امير بزرگى را بر اين حصار كوتوال ساخته بود تا به شرايط [ 16 ] نگاه مىداشت . و اين
هامش
[ 1 ] - د : ( از آنگاه باز ) در اين نسخه نيست
[ 2 ] - د ، ب : كرده اند
[ 3 ] - د : ( از اين كاخ ) ندارد
[ 4 ] - تمام اين دو سطر و نيم كه در ميان علامت است از نسخه خ افتاده است
[ 5 ] - نسخهء د :
عبارت چنين است « و عجب ديگر آنست كه اين كاخ را بنا كردند هيچ پادشاهى نمرده است ،
[ 6 ] - د : نزديك بود - خ : نزديك شود
[ 7 ] - د ، خ : همچنين باشد
[ 8 ] - ش : يكى شرقى و ديگر غربى - ب : يكى شرقى و يكى غربى - م ، خ : يكى در شرقى و يكى در غربى
[ 9 ] - د ، خ :
خوانند
[ 10 ] - ش : ( راست ) ندارد
[ 11 ] - خ : و آن
[ 12 ] - در ( د ، خ ) : افزوده شده : « بوده است »
[ 13 ] - خ : پادشاهان از قديم سراى
[ 14 ] - د ، خ : فرمود آبادان كردن
[ 15 ] - د ، خ : كرد
[ 16 ] - د ، خ : ساخت با شرايط