گشاده شد بر دست [ 1 ] قتيبة بن مسلم ، و طغشاده پادشاه شد [ 2 ] ، سى و دو سال ملك داشت از جهت قتيبه ابن مسلم . چون ابو مسلم ( او را ) به سمرقند كشت به روزگار نصر سيار كه امير خراسان بود بعد از قتيبه ده سال طغشاده ملك داشت ، و او را ابو مسلم رحمه الله بكشت . و بعد از وى « سكان [ 3 ] بن طغشاده ( برادر او ) [ 4 ] هفت سال ملك داشت .
و اندر » [ 5 ] كاخ فرخشى [ 6 ] كشته شد به فرمان خليفه . غوغا برخاست [ 7 ] ، او [ 8 ] نيز كشته شد ، هم در كوشك خود ، در ماه رمضان كراسه اى بر كنار نهاده بود و قرآن مىخواند ، در آن [ 9 ] حال او را بكشتند . و هم در آن كوشك وى را دفن كردند .
و بعد از او برادر او بنيات [ 10 ] بن طغشاده هفت سال ملك داشت ، و اندر كاخ فرخشى كشته شد به فرمان خليفه . و سبب ( آن بعد از ) اين ياد ( كرده ) [ 11 ] شود . و بعد از آن ( بخارا ) در دست ( فرزندان طغشاده ) و خدام و ( نبيرگان ) [ 12 ] او مىبود ، تا به روزگار امير اسماعيل سامانى كه ملك از دست فرزندان بخارخدات بيرون شد .
بعد از اين ياد كرده شود ( ذكر آن ) [ 13 ] .
هامش
[ 1 ] - د ، خ : و بر دست
[ 2 ] - د ، خ : بادشاه سزاوار نيز بود
[ 3 ] - خ : سيكال
[ 4 ] - در د : نيست
[ 5 ] - خ : سيكال بن طغشاده ملك داشت اندر
[ 6 ] - ب : فرخشه
[ 7 ] - د : برخواست
[ 8 ] - ب : و او
[ 9 ] - ب : اندر آن
[ 10 ] - خ : بينات
[ 11 ] - ش : سبب اين ياد شود - د : و سبب آن بعد از اين ياد شود
[ 12 ] - د : بعد از دست خدام - خ : و بعد از آن در دست فرزند طغشاده و خدام
[ 13 ] - از - م - به مقدار يك ورق از اين موضع ساقط شده است .