باز گردانيد .
امير احمد به شكار و صيد بسيار حريص بود ، و غالب اوقات خويش را در نخجيرگاهها مىگذرانيد . وقتى شكار كنان به فربر رفت ، در وقت بازگشت نامهاى از عامل طبرستان دريافت كرد ، در آن نامه عامل از خروج حسن بن على علوى اطروش در طبرستان خبر داده بود كه بر آن ديار تسلط يافته ، : و او ( يعنى عامل ) را از آنجا رانده است . امير احمد از اين خبر بسيار اندوهناك شد ، و همان شب در فربر كنار جيحون در چادر به دست جمعى از غلامانش كشته شد . و او را بعد از كشته شدن به امير شهيد ملقب كردند .
مدت پادشاهيش شش سال و چهار ماه و چند روز بود . و عتبى و منهاج سراج شش سال و سه ماه نوشتهاند .
و اين واقعه بنا بر قول ابن اثير و منهاج سراج شب پنجشنبه 23 جمادى الاخرة ( يا به قول نرشخى يازدهم ) و بنا بر گفتهء حمزه اصفهانى در ماه شوال سال 301 بوده است .
از واقعات مهم دورهء پادشاهى وى يكى آنكه در سال 298 بر سجستان دست يافت . و سپاهيانش آنجا را تصرف كردند .
و ديگر آنكه در سال آخر عمرش گروهى از تركان بر مسلمانان تاختند . علاوه بر كشتار فراوان ، جمعى كثير را اسير و اموال بسيارى از آنها را غارت كردند . چون خبر به امير احمد رسيد با لشكر انبوهى آنها را تعاقب نمود ، و جمعى از اسرا را باز گرفت ، و خلق كثيرى از تركان را كشت و به بخارا باز گشت .
داستان بستن شير بر در درگاه و فراموشى آن در شب قتل كه نرشخى گفته ، مورخان ديگر مانند ابن اثير در كتاب كامل و منهاج سراج در طبقات ناصرى و خواندمير در حبيب السير هم بدان اشارت كردهاند .
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 315
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٣١٥