تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
قتيبه به سوى كش و نسف رفت و آن دو شهر را گشاد ولى فارياب را نتوانست متصرف شود آن را سوخت ( 4 / 211 ) در موضع « فاراب » فارياب آورده است . ( ابن اثير 4 / 209 و 211 طبرى 5 / 2897 و 2907 و 2901 و 6 / 79 ياقوت مقدسى و استخرى و ابن حوقل و ابن خرداذبه و حدود العالم و آثار البلاد قزوينى و سمعانى و اللباب و سرزمينهاى خلافت شرقى 451 ) ص 126 س 16 صافى خادم : ابن اثير در حوادث سال 288 آنجا كه از كشته شدن عمرو بن ليث صفارى خبر مىدهد نام صافى خادم را برده و او را صافى خرمى خوانده و گويد : معتضد خليفهء عباسى در بيمارى كه در آن درگذشت ، هنگامى كه از سخن گفتن باز مانده بود صافى خرمى كه عمرو را به او سپرده بود احضار كرد ، و به ايما و اشاره فرمان داد كه عمرو را بكشد ، و دست خود بر گردن كشيد ، و بر چشم نهاد . و مقصودش آن بود كه اعور را ( عمرو اعور بود و يك چشم داشت ) سر ببرد ، صافى كه بدان كار راضى نبود ، و مىدانست كه معتضد به زودى خواهد مرد ، بدان كار نپرداخت ، و اقدامى ننمود . وقتى كه مكتفى به بغداد رسيد از وزير حال عمرو را پرسيد ، وزير جواب داد زنده است ، مكتفى از اين جواب اظهار مسرت كرد ، و بر آن بود كه عمرو را از زندان آزاد كند ، و نسبت به او احسان نمايد ، چون در موقعى كه در رى بود عمرو به او خدمتها نموده و هديه هاى بسيار گران بها برايش فرستاده بود . وزير كه متوجه شد مكتفى به زودى عمرو را آزاد خواهد كرد ، از بيم آنكه اگر او رها شود از وزير انتقام خواهد گرفت ، كس فرستاد تا عمرو را در زندان بكشتند . ( ابن اثير 7 / 170 )
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 312 | محمد بن جعفر النرشخي / ابو نصر احمد بن محمد بن نصر القباوى