در سال 298 كه ابو العباس بن نوح والى طبرستان درگذشت ، امير سامانى محمد صعلوك را كه حكومت رى داشت به فرمان روائى طبرستان معين كرد ، در سال 301 حسن بن على در ديلمان خروج كرد . صعلوك حاكم سامانى متوجه دفع فتنهء وى گشت ، ولى در جنگى كه در جمادى الآخرهء اين سال بين طرفين روى داد حسن پيروز شد ، و اكثر آن ولايت را به تصرف در آورد ، و صعلوك را از طبرستان بيرون كرد ، و مردم را به دين اسلام دعوت نمود ، و اكثر اهالى آن جا كه تا آن وقت از پذيرفتن دين اسلام خوددارى كرده بودند به دعوت وى مسلمان شدند .
ناصر بر مذهب زيديه مىرفت ، و در فقه زيديه تبحر تمام داشت ، و تصانيف چندى در اين مذهب ساخت ، از اين رو مردم بدان مذهب گرويدند .
ناصر دو سال بيش فرمان روائى نكرد ، و ترك ملك و پادشاهى گفت و به ترويج دين و بسط علم همت گماشت ، و طالبان علم نزد او جمع شدند ، و اقتباس فنون علوم از فقه و حديث و شعر و ادب از او مىنمودند تا در 25 شعبان ( ابن اسفنديار ) يا 23 اين ماه ( جهان آرا ) سال 304 در آمل به حق و اصل گرديد .
( ابن اثير 8 / 25 تاريخ طبرستان 266 و 275 تاريخ گزيده 332 جهان آرا 73 )
ص 129 س 5 ابو الحسن : گرديزى او را به نام نصر بن اسحاق كاتب ياد كرده و نوشته است ابو الحسن را به علت همدستى با غلامان در كشتن امير شهيد گرفتند و بردار كردند . و ابن اسفنديار در تاريخ طبرستان او را ابو الحسن دهقان وزير امير شهيد خوانده ، و پس از ذكر كشته شدن امير شهيد احمد بن اسماعيل سبب قتل او را چنين ياد كرده است : كه او ( احمد ) را وزيرى بود ابو الحسن دهقان گفتند ، و مال معاملان را حوالت به دو بود ، رشوتها گرفتى و خيانتها روا داشتى ، روزى او را بخواند و گفت رشوت ستدن به ترك گويد ، و دست از خيانت باز دارد ، و او عهد كرد كه بعد از اين چنين كنم . احمد بن اسماعيل گفت
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 317
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٣١٧