تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
و بوستانها و آبش فراوانتر و بيشتر از آنست ، بناهاى آن از گل است و مسجد آدينه دارد ، و مسجد را مناره نباشد . و گوزگان اسم ناحيه است ( 369 ) . و راجع به باراب نوشته است : باراب از جملهء شهرهاى ما وراء النهر است ، و مسافت از سبانيكث تا كدر كه قصبهء باراب است دو مرحله باشد . و در چند مورد ديگر هم كه ابن حوقل نام اين شهر را برده همه جا به صورت باراب و فاراب ياد كرده است ( 418 - 419 و 427 ) استخرى نيز مانند ابن حوقل از اين دو شهر ياد نموده و گويد : از شبورقان كه خواهند به يهوديه روند بايد به فارياب بازگشت ( 270 و 271 ) . و باراب را گويد : در جانب شرقى وادى بين كدر و نهر است ( 295 ) . ابن خرداذبه هم در كتاب مسالك و ممالك فرق بين فارياب و فاراب را مراعات كرده و اول را شهرى از خراسان و دوم را ناحيه و شهرى از تركستان دانسته است . صاحب حدود العالم فارياب را از اعمال گوزگان و باراب يا فاراب را از شهرهاى تركستان و قصبه آن را كدر نوشته است . سمعانى فاراب را شهركى در نواحى بلخ دانسته و در باراب گويد نام ناحيه ايست آن طرف نهر جيحون از بلاد مشرق ، و « باء » آن را به « فا » هم بدل كنند ، و فاراب گويند . و نام يكى از علماء آنجا را ذكر كرده است ( 2 / 23 ) از گفتهء اين گروه به خوبى روشن و پيداست كه فارياب غير از فاراب است ، و اولى شهريست از شهرهاى خراسان و دوم ناحيه و شهريست از تركستان . قزوينى از فارياب نامى نبرده است ، ولى در دو جا فاراب را وصف
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 309 | محمد بن جعفر النرشخي / ابو نصر احمد بن محمد بن نصر القباوى