تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
كرده است . در يك جا گويد : شهرى است از بلاد ما وراء النهر . و ابو نصر بن طرخان فيلسوف بزرگ را از مردم آنجا مىشمارد . و در موضع ديگر گفته : فاراب ولايتى است در سر حد ترك نزديك بلاساغون ، و اديب فاضل اسماعيل بن حماد جوهرى صاحب صحاح اللغه و همچنين خالش اسحاق بن ابراهيم بدانجا منسوباند . از گفتهء قزوينى چنين پيداست كه وى فاراب را نام دو موضع در ما وراء النهر و تركستان دانسته ، و ابو نصر فارابى و جوهرى را همشهرى و مردم يك شهر ندانسته است ( 548 و 603 ) . حمد الله مستوفى هم تنها از فاراب نام برده و گويد : فاراب مقام ابو نصر اسماعيل جوهرى فارابى است ، و نيز در جاى ديگر فاراب را از شهرهاى مشهور ما وراء النهر شمرده است و از فارياب اسمى نبرده است ( 257 و 261 ) . لسترنج در كتاب سرزمينهاى خلافت شرقى از فارياب چنين وصف كند : از جمله شهرهاى مهم جوزجان در قرون وسطى فاريابست كه امروز نام آن در نقشه وجود ندارد . و از اوصافى كه در كتب مسالك براى آن ذكر شده چنين بر مىآيد كه خرابه هاى آن در محلى است كه امروز آن را خيرآباد گويند . و قلعهء كهنه‌اى در آنجا ديده مىشود كه تپه هاى آجرى اطراف آن را گرفته است . پس از آنكه گفتهء ابن حوقل و ياقوت را درباره اين شهر ذكر مىكند گويد : در سال 617 يعنى اندكى پس از دوره اقامت ياقوت در اين شهر مغولها فارياب را يكسره خراب كردند ( 451 ) . اما فاراب و يا باراب اين كلمه هم بر شهر و هم بر ولايت اطلاق مىشد