تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
ساخت كه از آن چاه ماهى برمىآمد ، و مردم آن را مانند ماه آسمان مىديدند ، و اين كار او در جهان شهرت يافت . مقنع ابتداء دعوى پيغمبرى كرد ، و در قريه‌اى از قراء مرو به نام ( كاوه كيمردان - آثار الباقيه ) ظهور نمود . او مردى كوتاه قد و يك چشم و زشت روى و الكن بود ، و براى اينكه صورت كريه خود را پنهان دارد ، با پارچهء حرير سبزى روى خود را مىپوشيد ، از اين روى معروف به مقنع گرديد . بعضى نوشته‌اند : صورتى از زر براى خود ساخته بود كه آن را بر چهرهء خود مىنهاد كه صورتش ديده نشود . و بعد از چندى ادعاى ربوبيت كرد ، ولى آن را به تمام يارانش اظهار نمىنمود ، و به تناسخ ارواح قائل بود ، و به پيروان و كسانى كه به او گرويده بودند مىگفت : « خداوند تبارك و تعالى آدم را آفريد ، و به صورت او جلوه كرد ، و از همين جهت به ملائكه فرمود كه آدم را سجده كنيد . فرشتگان او را سجده كردند غير از شيطان ، از اين روى مستحق غضب گرديد . از صورت آدم به صورت نوح ، پس به صورت يك يك از پيمبران در آمد ، تا آنكه به صورت ابو مسلم خود نمائى كرد ، و از صورت او به صورت هاشم تجلى نمود . » و هاشم خودش كه مقنع است باشد . او معتقد بود كه ابو مسلم از پيغمبر خدا محمد مصطفى افضل است . و قتل يحيى بن زيد را زشت مىشمرد ، و مىگفت كشندگان او را خواهد كشت . گفته هاى او را جمعى از گمراهان باور كردند ، و به او ايمان آوردند ، و او را پرستيده و سجده مىكردند . و در برابر او با دشمنان مىجنگيدند ، و در وقت نبرد مىگفتند ( يا هاشم اعنا ) « يا هاشم ما را يارى ده و كومك كن »