خود نيز شربتى از آن سم نوشيد ، و در جاى بمرد . مسلمانان به قلعه در آمدند و هر كس از پيروان او در آنجا بود بكشتند .
بيرونى و جمعى ديگر گفتهاند : وقتى كه مقنع خود را در تنگناى محاصره ديد خويش را در تنور آتش انداخت تا تنش متلاشى شود ، و پيروانش گمان برند كه به آسمان رفته است ، ولى از اين خودسوزى مرادش بر نيامد ، و تن نيم سوختهء وى به دست مسلمانان افتاد ، سرش را بريده نزد مهدى خليفه فرستادند .
بعضى مانند ابن اثير و هند و شاه نخجوانى پايان كار او را چنين ذكر كردهاند : كه مقنع آنچه در قلعه از جامه و چهار پا و غيره بود سوزانيد ، و گفت هر كسى كه دوست دارد با من به آسمان برود خود را در آتش اندازد ، و خويش را با زنان و خواص در آتش افكند ، و همه سوختند . وقتى لشكريان خليفه وارد قلعه شدند قلعه را خالى ديدند .
در ابتداى ظهور و مدت استيلاى مقنع نيز اختلاف است . ابن اثير و خواندمير ابتداى ظهور او را سال 159 و طبرى سال 161 و صاحب مجمل التواريخ سال 162 ذكر كردهاند و گويند : در سال 163 فتنهء وى پايان يافت ، ولى بيرونى در آثار الباقيه ( 211 ) مدت استيلاء او را چهارده سال نوشته و گفته است در سال 169 كشته شد .
نام قلعهاى هم كه مقنع استوار كرد و در آنجا محصور شد ، به صورتهاى مختلف در كتب تاريخ آمده است ، چون سيام / سام / و سنام ، ولى اين صورت اخير يعنى سنام كه مطابق ضبط ياقوت در معجم البلدان و كتاب ديگر او « المشترك وضعا و المختلف صقعا » و گرديزى در زين الاخبار و ابن الفقيه در كتاب البلدان مىباشد به صحت اقرب است .
بيرونى بعد از ذكر واقعه مقنع گويد : كه در ما وراء النهر تا اين زمان
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 279
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٢٧٩