چنان كه كسى از بارى تعالى يارى خواهد .
او بر دلهاى پيروان خويش به تنويهاتى كه به سحر و نيرنجات ظاهر مىكرد چيره گشت . از جمله كارهاى او آن بود كه صورت ماهى به ايشان مىنمود كه از چاهى كه به زمين نخشب بود بر مىآمد ، و اندكى ارتفاع مىيافت ، و باز به چاه فرو مىرفت . و بعضى نوشتهاند كه ماه از چاه بر مىآمد ، و آن را مردم از مسافت دو ماه راه مىديدند ، و آن ماه به همان چاه فرو مىرفت ، و ناپديد مىشد . و اين ماه را ماه مقنع و ماه سيام و ماه مزور خواندند .
ابو العلاء معرى در بيت زير بدين ماه اشاره كند :
افق انما البدر المقنع رأسه * ضلال وغى مثل بدر المقنع
و نيز ابو القاسم هبة الله بن سناء الملك به همين ماه در بيت زير اشاره مىكند :
اليك فما بدر المقنع طالعا * با سحر من الحاظ بدر المعمم
بدين طريق خلقى كثير در اطراف او جمع شدند ، و فتنهء او از سال 158 يا 159 تا 166 طول كشيد ، و از روستاهاى بخارا جمع بسيارى به دو پيوستند ، و بنيات بن طغشاده از پيروان مقنع جانبدارى كرد .
مقنع از مرو به نواحى كش و نسف رفت ، و به خاقان ترك نامه نوشت و از او مدد خواست . و سفيد جامگان ( مبيضه ) هم به دو پيوستند ، و كفار ترك هم او را اعانت كردند ، و او اموال مسلمانان و كشتن آنان را بر ايشان مباح كرد . و كيش مزدك را رواج داد ، و آنچه مزدك در آئين خويش آورده بود ، براى پيروان خويش تشريع كرد .
در شهر كش جماعتى از پيروانش جمع شدند ، و بسيارى از كاخهاى آن را تصرف كردند ، و همچنين قلعهء نواكت را گرفتند ، و جمعى از امراء و لشكريان را كشتند .
وقتى كه امر مقنع مشهور شد ، و نامش در اطراف پراكنده گرديد ،
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٢٧٧