خوارزم مىشدند . و بعد دروازهء غشج كه محل آن به درستى معين نشده است .
و در ميان ربض آنجا كه به بازار مىشدند ، نيز دروازه هايى بوده به اسامى زير :
دروازهء آهنين ، پس از آن دروازهء پل حسان ، و بعد از آن دو ، دروازه در نزديكى مسجد ماخ ، ( استخرى و ترجمه مسالك : ماج ) و پس از اين دو دروازه ، دروازهء ديگرى بوده معروف به دروازهء رخنه . و بعد دروازهاى به نام دروازهء كوشك ابى هشام كنانى ( ترجمه مسالك « بو هاشم » ) و دروازهء ديگر نزديك پل بازارك ( قنطرة السويقة ) و بعد دروازهء فارجك است ، و بعد در دروازجه كه نامش در تاريخ بخارا ياد شده است ، و ديگر دروازهء كوى مغان و دروازهء سمرقند داخلى .
صورة الارض ابن حوقل ص 399 مسالك و ممالك استخرى ص 306 مقدسى ص 280 ترجمهء مسالك و ممالك 239 )
ص 32 س 10 : محمود كاشغرى مىگويد : ( 3 / 111 ) كه آتش پرستان بخارا هر سال به محلى مىروند كه احتمالا سياوش در آنجا كشته شده است . در آنجا زارى مىكنند ، و قربانى مىكنند ، و خون قربانى را بر روى قبر مىريزند .
بيرونى در كتاب آثار الباقيه ( 235 ) گويد :
در پايان اين ماه ( خشوم ) مردم سغد بر مردگان پيشين خود مىگريند ، و نوحه و زارى مىكنند ، و به صورتهاى خويش لطمه زنند و براى مردگان اطعمه و اشربه نهند ، مانند عمل فرس در فروردجان .
عبارت بيرونى راجع به جشن آخر سال سغديان كه در فوق ترجمهء آن ايراد شد اين است :
« خشوم : فى آخر هذا الشهر يبكى اهل السغد على موتاهم القدماء و ينوحون عليهم ، و يقطعون وجوههم و يضعون لهم الاطعمة و الاشربة فعل الفرس فى الفروردجان ( فراى 110 )
ص 33 س 10 : راجع به رسم « گريستن مغان » به مقالهء زكى وليد A . Zeki Validi
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 209
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٢٠٩