و قراكول به تركى ( درياچهء سياه ) است ( قرا سياه و كول درياچه و غدير باشد ) غدير آب كه آن را كول خوانند ( قاموس تركى شرقى از پاوه دو كورتى ص 140 - 120 نقل از يادداشتهاى قزوينى . ) كول با ثانى مجهول و كاف عربى و فارسى تالاب و استخر ( برهان قاطع ) و معنى آن تالاب و استخر سياه است ، و آن نام ناحيتى است به جنوب شرقى بخارا بر سر راه آهن بخارا و مرو به شمال رود جيحون . بين اين ناحيه و رودخانهء جيحون ايستگاه خواجه دولت واقع است ( تعليقات جهانگشا )
ص 26 س 13 مسالك و ممالك : محتمل است منظور از آن اثر معروف ابو عبد الله محمد بن احمد جيهانى باشد .
( رجوع شود به كتاب تركستان بارتولد 12 و بروكلمن s 1 / 407 ( 9 ) فراى شماره 96 )
ص 27 س 8 فرب : كه فربر هم خوانده شده است ، نام شهر معروفى است در كنار رود جيحون . فرب در كتابهاى جغرافياى عرب ديده نشد و همه جا فربر به جاى فرب آمده ، و فرب در تاريخ نرشخى و حدود العالم آمده است ( در متن فرب ، و در حاشيه فربر ) و در اينكه فرب و فربر نام يك محل است جاى شك نيست .
بنا بر گفتهء صاحب حدود العالم فرب شهركى است بر لب آب جيحون و اندر ميان بيابان .
مسعودى گويد : فربر دو ميل از رود فاصله دارد ، و از فربر تا بخارا پايتخت سامانيان هيجده فرسنگ است ، و تا حصار بزرگ كه بخارا و آباديهاى آن را در بر گرفته پانزده فرسنگ است .
و در سفرنامهء ابن فضلان به صورت « آفرين » آمده است و عبارت آن چنين است « ثم عبرنا جيحون و صرنا الى آفرين رباط طاهر بن على ثم رحلنا الى بيكند » .
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 196
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص١٩٦