بوده ، و بعد به مدت پنج روز تفاوت پيدا كرده است ، سال جديد دهاقين روز اول فروردين ، و سال جديد مغان روز ششم مىباشد .
بيرونى در كتاب آثار الباقيه گويد : بين فارسيان و مغان در ابتداى سال تا وقت ظهور زردشت اختلافى نبود ، بعد از آنكه فارسيان پنج روز كبيسه را به آخر سال انداختند ، و اهل سغد به جاى خود باقى گذاردند ، و به آخر سال نقل ننمودند كبيسه در نزد مغان به آخر آبان باقى ماند ، و اختلاف پديد شد ، بنابرين اختلافى كه هست تنها موضع روزهاى كبيسه است .
( آثار الباقيه ص 233 و 234 و تقاويم قديم ايرانى تأليف سيد حسن تقىزاده )
ص 25 س 8 بيكند ( به كسر و فتح كاف و سكون نون ) شهركى است بين بخارا و جيحون در يك مرحلهاى بخارا ، هر گاه از جانب رود به بخارا روند . نام بيكند در فتوح بسيار ياد شده است . ابن خرداذبه ( 25 ) و ابن الفقيه ( 325 ) و طبرى آن را مدينة التجار ناميدهاند . ( 8 / 1186 ) سمعانى گويد : بيكند شهرى بزرگ و نيكو بوده و عالم بسيار از آنجا برخاسته است ، ليكن اكنون خراب و ويرانست . وقتى كه براى زيارت شهدا بدانجا رفتم جز چند نفر از مردم تركمن كه در رباطها بودند كسى ديگر را نيافتم .
و شنيدم كه در بيكند سه هزار رباط براى غازيان ساخته شده بود كه آثار و اطلال و خرابهء آنها را مشاهده كردم .
ياقوت از صاحب كتاب الاقليم نقل كرده كه هر شهرى از شهرهاى ما وراء النهر را قراء و مزارعى است جز بيكند كه اين را هيچ روستا و دهى نباشد ، اما رباط بسيارى در آنجا هست كه در ديگر شهرهاى ما وراء النهر نيست .
بيشتر از جغرافى نويسان نوشتهاند كه بيكند را بيش از هزار رباط بوده است .
بيكند را سورى استوار و محكم بوده و زيبائى مسجد و محراب
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 194
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص١٩٤