حفر كردن قياس شود . ( يادداشت فراى شماره 69 )
ص 21 س 2 ( در نسخه D قنطار خوشاب صاحب برهان قاطع گويد : قنطار با طاء حطى بر وزن دلدار به لغت رومى ساد آوران است ، و آن چيزى است مانند صمغ كه در درون بيخ درخت گردكان باشد ، خون را بندد و قطع اسهال كند .
و در كلمهء ساد آوران هم گويد : بر وزن هاماوران به لغت سريانى چيزى است مانند صمغ ، و آن را در درون بيخ درخت گردكان كه مجوف شده باشد يابند . سرد و خشك است در دوم و سوم ، و خوردن و ضماد كردن آن بر شكم اسهال خونى را نافع باشد ، و آن را به رومى قنطار و به عربى خاتم الملك خوانند ، و در عربى تازگى عود بخور باشد . و به اين معانى « قنطار » درست است نه قنطارى .
ص 21 س 12 آدينه : ( جمعه ) فراى نوشته است ماركوارت بحث مفصلى تحت عنوان « كلمه فارسى آدينه » در UJ شماره 7 ( 1927 ) 89 - 121 نموده است .
ص 21 س 8 رباط در ثغور ممالك اسلامى رباطها عبارت از قلاعى بودند كه تازيان در آنجا جمع مىشدند تا با قبايل بيابان گرد و كافران بجنگند ، اما بعد از آنكه سرحدات اهميت خود را از دست داد ، معنى لفظ رباط نيز تغيير يافت ، و مترادف لفظ مسجد يا مدرسه دينى و خانقاه گرديد . چنان كه در اين عبارت كه در كامل ابن اثير است ( 8 / 23 ) ان الاصلح لمثلك من الشيوخ ان يلزم رباطا يعبد الله حتى يوافيه اجله » معنى مسجد و خانقاه از آن اراده شده است .
فراى در يادداشت 55 خود از آ . اسپرنگر A . Sprenger نقل كرده است كه اين لغت در ابتدا به محلى كه اسبان را نگهدارى مىكردند اطلاق مىشد ، پس از آن براى قرارگاه نظامى ، و بعد كاروانسرا به كار رفته
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 186
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص١٨٦