به دست آمد . كسان خود را گفت كسى را ديدهايد كه به چنين تاجى رغبت نكند ، و بدان توجهى ننمايد . گفتند چنين كسى را نديدهايم .
يزيد محمد بن واسع را بخواند و تاج را به او داد ، و گفت بگير اين نصيب تست ، و براى خود بدار . محمد گفت مرا بدان نيازى نيست نخواهم ، گفت آن را به تو دادهام ، و بايد آن را بگيرى . محمد تاج را گرفت و از نزد يزيد بيرون شد . يزيد كسى را گماشت كه مراقب وى باشد ، و ببيند كه تاج را چه مىكند . محمد در ميان راه به سائلى برخورد و تاج را به او داد . مرد مراقب فقير را با تاج گرفت و به نزد يزيد برد ، و حال باز گفت . يزيد تاج را از سائل گرفت و عوض آن مال بسيارى به سائل داد .
وفات او را بعضى در سال 123 و بعضى در سال 127 نوشتهاند .
در سمريه ( 85 ) آمده است كه مزار او در سمرقند به درون شهر در شرقى راه عام كه مردم به « دروازهء آهنين » روند و آن را دروازهء حضرت شاه مىگويند در ته ديوار قلعه شهر ، واقع است .
( طبرى ج 9 / 1326 ابن اثير 5 / 13 و 93 و 127 سمريه / 85 تذكرة الاولياء ( 1 / 48 ) ؟ حبيب السير 186 )
ص 22 س 14 بركد : به فتح باء موحده و سكون را و فتح كاف و در آخر دال بىنقطه نام قريهاى از قراى بخارا است .
ياقوت هم نوشته است : بركد از دههاى بخارا است ، و منسوب به اين ديهه است : ابو جعفر محمد بن احمد بن موسى بن السلام بركدى قاضى كه در ذى حجه سال 389 در گذشته است .
( انساب سمعانى 2 / 175 اللباب فى تهذيب الانساب 1 / 114 ياقوت 1 / 589 فراى ش 78 )
ص 23 س 7 افراسياب : شاه توران و قهرمان تركها ، براى حالات و جنگهاى او با ايرانيان رجوع كنيد به كتاب شاهنامهء فردوسى طوسى و غرر السير ثعالبى
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 189
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص١٨٩