« الداغونى لمن يبيع المكاعب و المداسات و المكاعب جمع مكعب كمقود ، المداس لا يبلغ الكعبين و هو غير عربى » و مداس پاىتابه باشد و با نعل يكى است .
سمعانى نام يكى از دانشمندانى كه چنين نسبتى دارد نام برده ولى اسم سهل بن احمد نيست .
حاكم نيشابورى در تاريخش از عبد الله بن محمد بن ابراهيم البخارى ابو محمد الداغونى نام برده ، و نيز در تاريخ سمرقند از ابو العباس داغونى ياد شده است .
( انساب چاپ حيدر آباد 5 / 288 و اللباب 1 / 406 و يادداشت فراى 61 )
ص 20 س 2 قدرخان جبرئيل بن عمر : ابن اثير گويد وى در زمان سلطان سنجر صاحب سمرقند بود ، وقتى كه سنجر از خراسان به بغداد رفت ، قدرخان در ملك خراسان طمع كرد ، و قصد بلاد سنجر نمود . سلطان كه از سفر باز گشت به استقبال وى شتافت ، و پس از حربى كه بين طرفين روى داد وى اسير گرديد ، و به امر سلطان سنجر كشته شد ، در سال 496 . بعد از آن سنجر محمد ارسلانخان بن سليمان بن داود را از مرو بخواست و سمرقند را به دو داد .
( كامل ابن اثير ج 9 ص 121 و 122 )
ص 20 س 3 طغرل بك : ( در نسخه B اسم او على طغرل بود ) طغرل به معنى عقاب است ، و بك يا بيگ به معنى شاهزاده . در نوشته هاى ارخون OrKhon مشاهده مىشود . در سغدى به معنى آقا و صاحب .
و در فارسى قديم baga بوده است . ( فراى شمار 65 )
ص 20 س 3 كولارتكين : كولار نام متداولى در بين تركان ايغور و ارخون است و اركول ( برده ) و از ار ( مرد ) تركيب شده است .
تكين يا تيگين ( شاهزاده ) از لغات بك در فارسى وسط و taxma ( قهرمان ) در اوستا مشتق شده است ، و ريشه ايرانى دارد .
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 184
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص١٨٤