دوم لسترنج كه از شهر چمكنت يا چمنكت اسم مىبرد گويد : كه شرف الدين على يزدى مكرر از آن اسم برده است . ظاهرا با شهرى كه مقدسى آن را جموكت نوشته يكى است . مقدسى گويد : جموكت شهرى بزرگ بسيار مستحكم است با يك مسجد جامع و ربضى كه بازارهاى پر رونق دارد ( 515 و 516 ) ترجمهء عبارت مقدسى در احسن التقاسيم چنين است : جموكت شهرى بزرگ است و حصنى استوار دارد ، و مسجد جامع در درون حصار واقع است ، و بازارهاى آن در ربض است ( 275 ) . و در نسخهء ب تاريخ نرشخى هم جموك آمده است .
ص 9 س 6 كت : Kat در زبان سغدى به معنى شهر است ، و همچنين كات و كانت ( رجوع شود به كتاب ژ . ماركوارت ، و به نسفى 48 ) كاشغرى مىگويد كه كنت Knt در زبان سغدى يعنى شهر . ( فراى 24 )
ص 9 س 10 قراچورين ترك : ماركوارت او را مؤسس سلطنت غربى تركى مىداند . لغت چورين كه با جيم است قاعدة بايد چور Cur خوانده شود ، ولى من دليلى ندارم كه چرا به « ين » ختم شده است . ( فراى 26 )
ص 9 س 10 بياغو : ( در نسخهء - د - بيغو ) ماركوارت در كتابش صفحهء 147 آن را يباغو ( به تقديم ياء بر باء ) مىداند ، گرچه ممكن است كه دو لغت متفاوت باشند .
يباغو اسم طائفهاى از اتراك است . و در زين الاخبار اين كلمه كه در چند موضع آمده همه جا نام مهتر غزان و رئيس تركان دانسته شده است .
( رجوع شود به بروكلمن تحت عنوان « محمود كاشغرى و زبان تركى ج 1 ص 27 - 1921 ) و يبغو لقبى هم بوده است ( مقاله ن . ن . پپ N . N . Poppe
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 157
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص١٥٧