راجع به آلتائى و تركى ) اين لقب در ميان سلاطين تركى غربى معمول بوده است ، و محمود كاشغرى مىگويد : كه اين لقب به شخص دوم ( پس از خاقان ) داده مىشده است ( كتاب ديوان لغت ترك 2 / 24 ) اين لقب تا قرن سيزدهم در تركستان متداول بوده است . و بعد از بين رفته است . ( يادداشت فراى شماره 27 و گرديزى ص 176 - 202 - 257 - 259 )
ص 9 س 11 شير كشور : احتمالا اين لغت فارسى شدهء كلمهء ( ايل ارسلان ) كه به معنى شير كشورها يا قبيله هاست مىباشد . رجوع شود به كتاب شارل شفر كرستوماتى پرسان chrestomathie persane ماركوارت شير كشور را برادر بزرگ تاردوخاقان Tardukhagan مىداند .
اين تاردوخاقان پسر سالزابولس است كه نمايندهء امپراطورى بيزانتن Silzibulose و النتينوس Byzantine او را در 576 در تركستان ملاقات كرد . ( يادداشت فراى شمارهء 27 )
ص 9 س 13 كبت : در جهانگيرى با اول مكسور و در آنندراج به فتح اول ضبط شده است و آن زنبور عسل باشد كه به عربى نحل گويند . حكيم سوزنى در هجو ملا شيدى گفته :
اى شيدى كبت خانه بر آشفتى * با ابلهى و بىخردى جفتى
آرام كجا پذيرد تا محشر * اين كبت خانه را كه بر آشفتى
سهل است كبت خانه بر آشفتن * كبتى به خانه بردى و خوش خفتى
و رودكى راست :
همچنان كبتى كه دارد انگبين * چون نماند داستان من بدين
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص١٥٨