تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
است ( ص 29 - 32 ) از آنچه دربارهء رود سغد از كتابهاى مختلف نقل شد ، معلوم مىشود ، كه اين رود به نامهاى چند خوانده شده و رود زرافشان و درياى كوهك و رود سغد و رود بخارا ، همه اسم يك رود است كه در اين كتاب به نام رود ماصف ياد شده است . ( استخرى 319 ، ابن حوقل 408 ، ابن خرداذبه 181 ، يادداشتهاى فراى شماره هاى 15 و 49 ، سمريه 25 و 29 و 32 ، قنديه و تعليقات آن 108 ، سرزمينهاى خلافت شرقى 496 ) ص 8 س 4 تا به بتك و فرب رسيد : فراى در يادداشت 16 اين دو كلمه را بتك و ( فرب ) خوانده و گويد : نام دو قريه است كه تا امروز باقى مانده و در كنار رودخانهء آموى مقابل شهر جديد جارجوى ( چارجوى ) فعلى واقعاند . ليكشين در صفحهء 12 كتابش عبارت آخرى ( و آن آب بازداشت ) را اين گونه ترجمه مىكند : « بطوريكه آبهاى ديگر مرداب كاملا خشك شد . » كلمهء ( بازداشت ) كه معنايش ( بازداشت ) است من « منحرف كردند ترجمه كردم » اين محلى است كه آب آن وارد آموى مىشود . ( فراى 16 ) ص 8 س 7 و مردمان از جانب تركستان آمدندى : فراى در يادداشت شمارهء 17 گويد : شرحى كه نرشخى راجع به تشكيل بخارا ( اقامت مردم در آن سرزمين ) مىدهد ، شباهت به شرحى دارد كه در كتاب القندفى تاريخ سمرقند داده شده است . فراى اين گفته را از كتاب استورى ( ادبيات فارسى ) بخش دوم از بند دوم چاپ لندن 1936 ص 371 نقل كرده ، و بعد افزوده كه چنين شرحى در تاريخ سمرقند نيست . منابع چينى مهاجرت گروهى از هسينگ نو Hsiung - nu را به