بگرفت ، و چند [ 1 ] روز بود تا سپاه درآمد ، و بارها استوار كرد ، و به مردم چنان نمود كه من از شهر شما گردم ، و مردم را دل خوش كرد . و امير اسماعيل على بن احمد [ 2 ] را به فارياب [ 3 ] فرستاد ، و فرمود تا كارداران عمرو ليث را [ 4 ] بكشتند . و بسيار مال [ 5 ] بياوردند . و از هر جاى [ 6 ] كسان فرستاد تا كسان عمرو ليث را مىكشتند ، و مال مىآوردند .
و امير اسماعيل به علياباد [ 7 ] بلخ فرود آمد ، و سه روز [ 8 ] آنجا مقام كرد .
و از آنجا لشكر برداشت ، و چنان نمود كه به نمازگاه خواهد فرود آمد [ 9 ] ، و آن راه [ را ] فراختر فرمود كردند . چون عمرو ليث چنان بديد ، آن جانب دروازها استوار كرد ، و لشكر بدان جانب پيش داشت ، و منجنيقها و عراده ها بدان جانب راست كرد [ 10 ] ، و به راه [ 11 ] نمازگاه كمين نهاد [ 12 ] ، و چند جاى [ 13 ] لشكر را مشغول كرد . پس چون بامداد شد [ 14 ] ، امير ماضى راه بگردانيد و به راه ديگر به دروازهء شهر رفت ، و به پل [ 15 ] عطا فرود آمد . عمرو ليث از اين كار به تعجب ماند ، و منجنيقها نيز بدان جانب بايست بردن . و امير اسماعيل سه روز آنجا باشيد ، و بفرمود تا آب از شهر باز گرفتند [ 16 ] ، و ديوار همى افكندند ، و درختان همى كندند ، و راهها را پست كردند [ 17 ] ، تا روز سه شنبه بامداد كه امير اسماعيل به اندك سپاه بر نشست ، و به در شهر رفت . عمرو ليث بيرون آمد ، و حرب در پيوست ، و حرب سخت شد [ 18 ] ، و لشكر وى به هزيمت شدند . و لشكر در پى ايشان همى تاخت ، و بعضى را همى
هامش
[ 1 ] - ب ، م : و چون -
[ 2 ] - م : حمدونه - ب . احمدونه
[ 3 ] - ش : بفرياب
[ 4 ] - د ، خ : عمرو ليث ويرا
[ 5 ] - د ، خ : و مال بسيار
[ 6 ] - ب : هر جايى
[ 7 ] - ب : بعلبابا
[ 8 ] - د : و هر روز
[ 9 ] - خ :
فرود خواهد آمد
[ 10 ] - د ، خ : كردند
[ 11 ] - خ : و راه - م ، ب : و بدان راه
[ 12 ] - د ، خ :
كمينگاه ساخت
[ 13 ] - م : و به چند جاى - نسخ ديگر : و جاى
[ 14 ] - د ، م ، ب ، خ : ( شد ) ندارد
[ 15 ] - د : بدر شهر و بپل - ب : بدر شهر رفت و بپل - خ : بدروازه شهر و بپل
[ 16 ] - د ، م ، ب ، خ : باز گرفتند - ش : بر گرفتند
[ 17 ] - م ، ب : و راهها راست
[ 18 ] - د ، خ :
و سخت جنگ شد