و ميان [ 1 ] او و اهل بخارا حربها افتاد . و بعد از پنج روز بر شهر دست يافت . و با اهل بخارا عذر ؟ شهر و روستا كرد ، و بسيار كس را بكشت ، و خوارزميان را بر گماشت تا دزدى [ 2 ] نمودند [ 3 ] ، و مصادرت مىكردند ، و به شب مكابره خانها برمىزدند [ 4 ] ، و جنايتهاى گران مىنهادند [ 5 ] ، و مال مىستدند .
اهل بخارا با او [ 6 ] به حرب بيرون آمدند . و بسيار كس كشته شدند ، و از شهر مقدار دو دانگ بسوخت ، و چون اهل شهر دست قوى كردند ، او منادى كرد و امان داد . و مردمان كه جمع شده بودند [ 7 ] و حرب را آماده گشته ، ( چون ) خبر امان بشنيدند ، پراكنده [ 8 ] شدند ، و بعضى به روستا رفتند . چون حسين بن الطاهر [ 9 ] دانست كه مردم پراكنده شدند ، شمشير اندر نهاد ، و خلقى عظيم را بكشت ، باز غوغا كردند . و حسين بن طاهر به هزيمت شد . و همه روز حرب كردند ، چون شب شد او در كوشك را محكم كرد . و خلق [ 10 ] را در كوشك نگاه مىداشتند ، تا وى را بگيرند . و او [ 11 ] خراج بخارا به تمامى گرفته بود ، همه [ 12 ] درم غدرفى ، و در ميان [ 13 ] سراى ريخته بود ، و مىخواست تا به نقره [ 14 ] صرف كند ، زمان نيافت [ 15 ] و آن شب ديوار را سوراخ [ 16 ] كرد ، و بگريخت با كسان خويش برهنه و گرسنه . و آن درمهاى غدرفى بماند ، مردمان خبر يافتند اندر [ 17 ] آمدند ، و آن مال غارت كردند .
و بسيار كس از آن مال توانگر شدند . چنانك اثر آن در فرزندان ايشان بماند ، و اندر شهر گفتندى فلان كس توانگر سراى حسين بن طاهر است . و بعد از آن بگريخت .
هامش
[ 1 ] - ش : ميان
[ 2 ] - م ، ب : تادرز
[ 3 ] - د ، ت ، خ : مىنمودند - م ، ب : مىكردند
[ 4 ] - م ، ب :
مكابره بر مىزدند - خ : مكابره خانها را بر مىزدند
[ 5 ] - ب : نهادند - د ، خ : مىكردند
[ 6 ] - م ، ب : به او
[ 7 ] - د : ( بودند ) ندارد
[ 8 ] - ب : پر كنده
[ 9 ] - خ ، ب : طاهر
[ 10 ] - م ، ب :
خلق
[ 11 ] - ش : بگيرند او
[ 12 ] - د : و همه
[ 13 ] - خ : در ميان
[ 14 ] - ش : كه به نقره
[ 15 ] - ب : بتافت
[ 16 ] - م ، ب : ديوار سوراخ
[ 17 ] - د ، خ : و اندر