تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦

ذكر شريك بن شيخ المهرى

[ 1 ] مردى بود از عرب به بخارا باشيده ، و مردى مبارز بود ، و مذهب شيعه داشتى ، و مردمان را دعوت كردى به خلافت فرزندان امير المؤمنين على رضى الله عنه [ 2 ] ، و گفتى ما از رنج مروانيان اكنون خلاص يافتيم [ 3 ] ، ما را رنج آل عباس نمىبايد . فرزندان پيغمبر بايد كه خليفهء پيغامبر بود . خلقى عظيم به وى گرد آمدند ، و امير بخارا عبد الجبار بن شعيب بود ، و با وى [ 4 ] بيعت كرد . و امير خوارزم ، عبد الملك بن هرثمه با وى بيعت كرد . و اتفاق كردند ، و امير برزم [ 5 ] مخلد بن حسين با وى بيعت كرد [ 6 ] . و پذيرفتند كه اين دعوت [ 7 ] آشكار كنيم ، و هر كس كه [ 8 ] پيش آيد با او حرب كنيم . اين خبر به ابو مسلم رسيد ، او زياد بن صالح را با ده هزار مرد به بخارا فرستاد ، و بفرمود كه چون به آموى [ 9 ] رسى صبر كنى ، و جاسوسان بفرستى ، تا از احوال شريك خارجى [ 10 ] خبر دهند ، و به احتياط به بخارا روى ، و ابو مسلم [ 11 ] ( رحمه الله ) از مرو بيرون آمد ، و از راه آموى [ 8 ] به يك منزل به كشميز [ 12 ] لشكرگاه زد [ 13 ] ، و از هر جانب لشكر خود گرد كرده [ 14 ] ، زياد ابن صالح را گفت من آن جايم ، اگر ترا لشكر حاجت باشد خبر ده تا بفرستم . زياد به بخارا آمد ، و لشكرگاه زد ، و شريك بن شيخ با لشكرى عظيم بر در بخارا لشكرگاه زد ، و جملهء اهل بخارا با وى اتفاق كردند به حرب [ زياد بن
هامش
[ 1 ] - د ، خ : مهدى [ 2 ] - ب : تعالى عنه [ 3 ] - خ : تا از رنج مروانيان خلاصى يافتم - د : خلاصى يافتيم [ 4 ] - د ، ب ، خ : با وى [ 5 ] - خ : نرزم [ 6 ] - ش ، م ، ب افزوده : و اتفاق كردند [ 7 ] - ت ، دعوت را [ 8 ] - د ، م ، ب ، خ : و هر كه [ 9 ] - د ، ت ، خ : آمويه [ 10 ] - ب ، خ : خارجى را [ 11 ] - ش : ابو مسلم [ 12 ] - ش ، ب : ( بكشميز ) ندارد - خ : بكشمير [ 13 ] - ب : زدند [ 14 ] - م ، ب ، خ : خود كرد و
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 86 | محمد بن جعفر النرشخي / ابو نصر احمد بن محمد بن نصر القباوى