ذكر شريك بن شيخ المهرى
[ 1 ]
مردى بود از عرب به بخارا باشيده ، و مردى مبارز بود ، و مذهب شيعه داشتى ، و مردمان را دعوت كردى به خلافت فرزندان امير المؤمنين على رضى الله عنه [ 2 ] ، و گفتى ما از رنج مروانيان اكنون خلاص يافتيم [ 3 ] ، ما را رنج آل عباس نمىبايد . فرزندان پيغمبر بايد كه خليفهء پيغامبر بود . خلقى عظيم به وى گرد آمدند ، و امير بخارا عبد الجبار بن شعيب بود ، و با وى [ 4 ] بيعت كرد .
و امير خوارزم ، عبد الملك بن هرثمه با وى بيعت كرد . و اتفاق كردند ، و امير برزم [ 5 ] مخلد بن حسين با وى بيعت كرد [ 6 ] . و پذيرفتند كه اين دعوت [ 7 ] آشكار كنيم ، و هر كس كه [ 8 ] پيش آيد با او حرب كنيم . اين خبر به ابو مسلم رسيد ، او زياد بن صالح را با ده هزار مرد به بخارا فرستاد ، و بفرمود كه چون به آموى [ 9 ] رسى صبر كنى ، و جاسوسان بفرستى ، تا از احوال شريك خارجى [ 10 ] خبر دهند ، و به احتياط به بخارا روى ، و ابو مسلم [ 11 ] ( رحمه الله ) از مرو بيرون آمد ، و از راه آموى [ 8 ] به يك منزل به كشميز [ 12 ] لشكرگاه زد [ 13 ] ، و از هر جانب لشكر خود گرد كرده [ 14 ] ، زياد ابن صالح را گفت من آن جايم ، اگر ترا لشكر حاجت باشد خبر ده تا بفرستم .
زياد به بخارا آمد ، و لشكرگاه زد ، و شريك بن شيخ با لشكرى عظيم بر در بخارا لشكرگاه زد ، و جملهء اهل بخارا با وى اتفاق كردند به حرب [ زياد بن
هامش
[ 1 ] - د ، خ : مهدى
[ 2 ] - ب : تعالى عنه
[ 3 ] - خ : تا از رنج مروانيان خلاصى يافتم - د :
خلاصى يافتيم
[ 4 ] - د ، ب ، خ : با وى
[ 5 ] - خ : نرزم
[ 6 ] - ش ، م ، ب افزوده : و اتفاق كردند
[ 7 ] - ت ، دعوت را
[ 8 ] - د ، م ، ب ، خ : و هر كه
[ 9 ] - د ، ت ، خ : آمويه
[ 10 ] - ب ، خ : خارجى را
[ 11 ] - ش : ابو مسلم
[ 12 ] - ش ، ب : ( بكشميز ) ندارد - خ : بكشمير
[ 13 ] - ب : زدند
[ 14 ] - م ، ب ، خ : خود كرد و