آوردهاند كه آن قوم در مسجد بودهاند ، جمله به آواز بلند مىگفتند ، اشهد ان لا إله الا الله ، و اشهد ان محمدا عبده و رسوله ، و فرياد مىكردند [ 1 ] ، كه وا محمدا ، و وا احمدا ، و طغشاده بخارخدات [ 2 ] ايشان را گردن مىزد [ 3 ] ، و هيچ كس را زهره نبودى كه سخن گويد ، يا شفاعت [ 4 ] كند ، تا چهار صد تن را گردن زد ، و به دار كرد [ 5 ] ، و باقى را برده كرد [ 6 ] ، به نام اسد بن عبد الله ، و به نزديك او فرستاد به خراسان . و هيچ كس از اين قوم از اسلام بر نگشت ، و هر كه ماند بر اسلام ماند ، و اين قوم را اسد بن عبد الله از اسلام باز نداشت ، و چون طغشاده بخارخدات بمرد ، آن قوم به بخارا باز آمدند ، و الله اعلم [ 7 ] .
ذكر نصر سيار و مقتل طغشاده
در همين سال [ 8 ] صد و شصت و شش [ 9 ] بود كه اسد بن عبد الله بمرد ، و هشام [ 10 ] بن عبد الملك بن مروان ، نصر سيار را به خراسان امير گردانيد ، و منشور خراسان به وى فرستاد [ 11 ] . چون او به ما وراء النهر آمد ، و با تركان غزات كرد ، و فرغانه را بگشاد ، و ايشان را پراكنده كرد ، به سمرقند [ 12 ] باز آمد . چون به سمرقند رسيد ، طغشاده بخارخدات به نزديك او رفت ، و نصر او را اكرامى [ 13 ] كرد ، و حرمت داشتى كه دختر او را [ 14 ] خواسته بود . طغشاده ضياع خنبون عليا
هامش
[ 1 ] - م ، ب : ( مىكردند ) ندارد
[ 2 ] - ش ، ب : ( و طغشاده ) ندارد - خ : طغشاده و خداة
[ 3 ] - د ، خ : مىزدند
[ 4 ] - ش ، ب : تا شفاعت
[ 5 ] - د ، خ : گردن زدند و بردار كردند
[ 6 ] - د ، خ :
كردند
[ 7 ] - خ : ( و الله اعلم ) ندارد
[ 8 ] - د ، خ : در سال
[ 9 ] - ب : در حاشيه بجاى ( شصت ) پنجاه نوشته شده است و در خ : كلمه ( شش ) نيست . و اين تاريخ غلط و صحيح در مرگ اسد صد و بيست است
[ 10 ] - د ، خ ، ب : هاشم - و در حاشيهء ب به هشام اصلاح شده است
[ 11 ] - د ، خ :
و منشور بوى داد فرستاد
[ 12 ] - ش : سمرقند - نسخ ديگر : و به سمرقند
[ 13 ] - ب ، خ : گرامى
[ 14 ] - خ : كه دختر آن را