تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
( 1 ) پنجم از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام مروى است كه در خدمت آن حضرت ماه حزيران مذكور شد . پس فرمودند كه : اين ماهى است كه در اين ماه موسى بن عمران بر هلاكت جمعى از بنى اسرائيل دعا كرد ، پس در يك شبانه روز سيصد هزار كس از ايشان هلاك شدند . ابن طاوس گويد كه و نفرين موسى بر اين جماعت از جهت آن بود كه به اغواى بلعم بن باعورا و حيلهء او همگى از دين برگشته و مرتد و كافر شده بودند . ( 2 ) و در حديثى ديگر از همان كتاب از حضرت ابى عبد اللَّه مروى است كه خداى تعالى همهء ماهها را آفريد و از آن جمله ماه حزيران را « اجلها » « 1 » را همه را نزديك به يك ديگر در آن گردانيد . ( 3 )

5 - در اوقات اجابت دعا كه در هر سال يك مرتبه باشد

از آن جمله شب قدر است كه آن شب نوزدهم و شب بيست و يكم و شب بيست و سيوم ماه رمضان المبارك است و خصوصا اگر چنانچه احدى به شب قدر بعينه علم داشته باشد و اگر به يقين ندانسته باشد ، پس بدرستى كه احاديث در بارهء فضيلت شب بيست و سيم پيشتر است و از براى اجابت دعاها اين شب راجح‌تر است . و از آن جمله روزهاى اين شب‌هاست . يعنى روز نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سيم و از آن جمله روز عيد مولود پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله است كه هفدهم ماه ربيع الاول است و شب مبعث پيغمبر كه بيست و هفتم ماه رجب است و روز آن و از آن جمله روز عرفه و شب عرفه است ، خصوصا از براى شخصى كه در عرفات يا در كربلاى معلّا باشد و از آن جمله شبها و روزهاى سه عيد است و آن شب عيد غدير است و روز اوست « 2 » و شب عيد رمضان و روز آن است و شب عيد قربان و روز آن است و از آن جمله شب اوّل ماه مبارك رجب است و به روايتى ديگر هر شب از ماه رجب و از آن جمله روز نيمهء رجب و شب آن و روز نصف شعبان و شب آن است و باقى اوقات ديگر را ما در چند موضع از كتاب مهمات در صلاح متعبّد و تتمّات از براى مصباح متهجّد ذكر نموده‌ايم . ( 4 )

6 - در صفات دعاكننده :

ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه : و من بعضى از صفات داعى را در جزو اوّل از كتاب مذكور به روايتها ذكر كرده‌ام و صفتهائى كه از ائمّه عليهم السلام منقول است و در اين كتاب نيز قدر كمى از آنها را بر سبيل اجمال ذكر مىكنيم . پس مىگوئيم كه : هر گاه كه داعى طلبيدن چيزى را از خداى تعالى اراده داشته باشد ، پس بايد كه در وقت دعا خواندن دو دست خود را بگشايد و كف دست خود را به جانب آسمان كند و هر گاه خواهد كه از جهت ترس از عذاب آخرت دعائى خواند ، كف دست خود را به جانب زمين بگرداند و پشت دستها را به طرف آسمان كند و اگر دعا جهت تضرع و زارى باشد ، انگشتان خود را به چپ و راست حركت دهد و كف دستهاى خود را به جانب آسمان كند و هر گاه خواهد دعاى انقطاع از خلايق و توسل به جناب اقدس الهى را بخواند ، انگشتان خود را بلند كند و آنها را مرتبهء ديگر پست كند و اگر خواهد كه دعا بر دشمنان كند و ايشان را نفرين و لعن كند ، دستهاى خود را برابر روى خود بلند كند و گريه كند ، آن گاه دعا خواند « 3 » و اظهار عجز و ناتوانى خود نمايد ، بايد كه دست راست خود را بر دوش چپ و دست چپ را بر دوش راست گذارد .
هامش
( 1 ) ممكن است كه مراد آن باشد كه تعيين اجلها را در آن ماه نمود يا آنكه ثبت آنها را در لوح محفوظ در آن ماه نمود . و اللَّه يعلم ( 2 ) كه عبارت از هجدهم ذى حجة الحرام است . ( 3 ) و هر گاه يك دعائى مشتمل بر همهء اين مطلبها باشد بايد كه در هر فقره از دعا آنچه مناسب آن فقره باشد به عمل آورد . و اللَّه يعلم