تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
براى من دعايى پس بدرستى كه من سؤال « 1 » مىكنم ترا نيست مثل تو چيزى و روى مىآورم به محمّد كه بندهء تو و پيغمبر توست پيغمبر رحمت است آنكه رحمت فرستى بر محمد و بر آل محمد . مروى است كه جبرئيل عليه السلام بر حضرت يعقوب نازل شد و گفت مىخواهى كه خداى تعالى به تو پسر ترا برگرداند ؟ يعقوب گفت : بلى . جبرئيل عليه السلام گفت : پس بعد از هر نماز دست خود را بردار و اين كلمات را بگو : اى صاحب احسانى كه بريده نمىشود احسان تو هرگز و اى صاحب نعمتهايى كه شمرده نمىشود به شماره‌اى ، رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد . پس حاجت خود را مسألت نمائى . مروى است كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام در هر شب سه مرتبه بيرون مىآمدند و در زير آسمان ايستاده اين را مىخواندند : خداوندا بدرستى كه به تحقيق كه اكتفا كرده‌ام به علم تو از گفتار و به كرم تو از سؤال كردن توئى اعتماد من و اميد من و بر توست تكيه من بكن به من به من آنچه را كه مىخواهى خداوندا آمده‌ام ترا در حالى كه زيارت‌كننده‌ام ترا خواهانم مر احسان ترا پس بده به من از احسان خود احسانى را كه غنى گرداند مرا آن احسان از احسان كسى كه باشد غير تو اى شناخته‌شدهء به نيكويى خداوندا به سلامت دار هميشه مادام كه باقى گذارى و بيامرز مرا هر گاه بميرانى مرا به بخشش خود اى رحم‌كنندترين رحم‌كنندگان . و از حضرت امير المؤمنين مروى است كه به پسر خود حضرت امام حسين فرمودند كه : اى پسر من اين چهار كلمات را بخوان ، پس بدرستى كه در اين اكثر دعاها مندرج است و آن كلمات اين است : خداوندا بدرستى كه من ستايش مىكنم ترا بر هر نعمتى و طلب آمرزش مىكنم ترا از هر گناهى و سؤال مىكنم ترا از هر نيكويى و پناه مىبرم به تو از هر بلايى
هامش
( 1 ) يعنى با وجود اين ترا سؤال مىكنم از جهت آنكه نيست كسى مثل تو .