( 1 ) و از جملهء شرائط دعا كردن آن است كه اوّل ابتدا به حمد و ستايش خداى تعالى و صلوات بر محمّد و بر آل او عليهم السلام كند پس آنگاه حاجت خود را نام برده ، از جناب اقدس الهى درخواست نمايد .
و ديگر آنكه خوانندهء دعا بايد كه بداند كه دعا كردن و زارى نمودن در خلوت و پنهانى بهتر از دعاى بلند و آشكار و در ميان مردمان است .
و از جملهء صفات دعاكننده آن است كه دل او از ياد آوردن خداى تعالى و نعمتهاى دنيوى و اخروى او و از ترس عقوبتها و عذابهاى دنيوى و اخروى غافل نباشد و به فكرها و خيالات نامشروع و وسوسههاى شيطانى مشغول نگردد .
و ديگر آنكه بايد كه خوراك و پوشاك او از حلال باشد نه از حرام .
و ديگر آنكه برى الذّمة و پاك از حقوق النّاس و از ستم نمودن بر بندگان خداى تعالى باشد .
و ديگر آنكه راضى به ظلم كردن شخصى ديگر نباشد هر چند او را در آن دخلى نباشد .
و ديگر آنكه بايد كه متكبّر نباشد ، بلكه پرهيزگار و با نيّت صادق و درست باشد .
و ديگر آنكه دعا جهت رفع ظلم شخصى از او نكند و حال آنكه خود به ديگر ظلم كرده باشد .
و ديگر آنكه بعد از دعا مرتكب گناهان نشود تا آنكه دعاى او مستجاب شود .
و از جمله شرايط استجابت دعا آن است كه بايد اوّلا از همهء گناهان توبه و استغفار نمايد و در كمال صلاح و سداد و راستگو باشد .
( 2 ) و ديگر آنكه دعا در قطع صلهء رحم نكند .
و ديگر آنكه دعا در حق دوست به حسب دنيا نباشد . زيرا كه در حديث وارد شده كه پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله از خداى خود مسألت نمودهاند كه دعاى دوستى را در حق دوستى ديگر مستجاب نگرداند كه دوستى ايشان از جهت غرض دنيوى باشد .
( 3 ) و از جملهء شرائط آن است كه نفرين بر اهل عراق نكند « 1 » . ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه در كتاب تحميل در ترجمهء محمّد بن احمد بن حاتم روايتى مذكور است كه خداى تعالى حضرت ابراهيم عليه السلام را از نفرين كردن بر اهل عراق نهى فرمودند و سبب آن در آن روايت مذكور است و ليكن از جهت اختصار ترك نمود .
و ديگر آنكه بايد كه دعاكننده طعام خود را از حرام و از مشتبه به حرام پاك سازد هر گاه خواهد كه دعاى آن مستجاب گردد .
و از جمله شرائط استجابت دعا آن است كه دعاكننده انگشترى در دست داشته باشد كه نگين آن فيروزه باشد . زيرا كه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه فرمودند كه از پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله مروى است كه خداى تعالى فرمودهاند كه : من حيا مىكنم از بندهاى كه دست خود را بلند كند و حال آنكه در دست او انگشترى باشد كه نگين آن فيروزه باشد . پس آن دست را نااميد برگرداند .
( 4 ) و ديگر از شرائط آن است كه در دست او انگشترى باشد كه نگين آن عقيق باشد . زيرا كه از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه فرمودند كه : دستى به سوى خداى عزّ و جلّ برداشته و بلند گردانيده نمىشود كه دوستتر باشد از دستى
هامش
( 1 ) ظاهر آن است كه نهى از جهت تعظيم و اجلال مشاهد مشرفه است كه در عراق هستند يا آنكه از جهت خصوصيت آن مواضع است . زيرا كه مكانهاى شريف در عراق مىباشد و يا از جهت آنكه پيوسته مردمان خوب در آن جا مىباشند ، هر چند كه مجاور باشند . و اللَّه يعلم