كه در آن انگشترى باشد كه نگين آن عقيق باشد .
( 1 ) مولاى ما فاضل عالم و نمونهء علماء متقدّمين ابو القاسم علىّ بن موسى بن جعفر بن محمّد بن محمّد بن طاوس علوى فاطمى - كه خداى تعالى قدر و منزلت او را زياده گرداند و به دلهاى مؤمنان شكر احسان او را بيندازد - مىگويد آنكه آنچه ما در اين كتاب از شرطها و صفتها براى دعاكننده ذكر كرديم اميد هست كه او را از زيادهء بر اين غنى سازد و اين است آخر آنچه اراده داشتيم كه در كتاب مهج الدّعوات و منهج العنايات و سپاس خداى يكتا را است در اوّل و آخر و ظاهر و باطن و درود خدا بر سيّد ما محمّد پيامبر و خاندان پاكش باد . كتاب به يارى خداى وهاب پايان يافت .
سخن مترجم كتاب :
ايراد كنيم ترجمهء صورت خطّ مصنّف سيّد بن طاوس رحمه الله كه در آخر كتاب خود نوشته : و از تاليف اين كتاب سيّد بن طاوس - كه خداى تعالى روح او را پاكيزه گرداند - در روز جمعهء هفتم جمادى الاولى از سنه ششصد و شصت و دو فارغ شد و منقول است كه فوت او در بغداد در سحر شب دوشنبه پنجم ماه ذى قعدة الحرام سنه ششصد و شصت و چهار از هجرت بوده است . ترجمهء صورت خطّ مصنّف كه در پشت كتاب خود نوشته بوده مروى است كه شخصى هر دو چشم او نابينا شده بوده است . پس در خواب شخصى را ديد كه به او گفت كه اين كلمات را بخوان :
اى نزديك اى برآورندهء حاجتها اى شنوندهء دعاها اى دانا و كنندهء مر آنچه را كه خواهد برگردان بسوى من نور چشم مرا .
ديگر جهت اداى دين :
اى صاحب بزرگى و بخشش به حرمت ذات بخشندهء خود ادا كن از من قرض مرا .
دعاى جهت هلاكت دشمن :
خداوندا بپوشان او را به شرّ خودش پوشانيدنى و عقوبت كن او را به بدى عقوبت كردنى و هلاك كن او را به سبب شرّ هلاك كردنى و بر سر او بزن شرّ را زدنى و هلاك كن او را در شبى كه نباشد مثلى براى آن شب و در ساعتى كه نباشد خلاصى براى او در اين ساعت .
مروى است كه چون يوسف را به چاه انداختند و از حيات مايوس شد اين دعا را خواند :
خداوندا اگر چه هستند گناهان من و معصيتهاى من آنكه كهنه گرداند « 1 » روى مرا در نزد تو پس بايست كه بلند نشود براى من به سوى تو آوازى و برآورده نشود
هامش
( 1 ) يعنى مرا در نزد تو بىآبروى كردهاند .