( 1 ) به غفلت اندازهء مدهوشكننده آنقدر كه مشغول گرداند ايشان را از آزار رسانيدن به كسى كه او بهتر است از ما نزد پادشاهى تو و از آزار رسانيدن به ما و مىكشى تو ايشان را از روى اطاعت و از روى ناخوشى بسوى مصلحت آن كس و بسوى مصلحت ما در حالى كه باشند ايشان اندوهناكان و پشيمانان و غل كردهشدگان خوار و ذليل و باشند شكستهشدگان و مغلوب گرديدهشدگان و بشناسان به ما قدر نعمت خود را بر ما به شتاب نمودن در اجابت و تمام كردن رحمت خود را و الهام كن به ما الهام كن به ما « 1 » شكرگزارى اين را به قدرت تو و قوّت تو اى بهترين يارىكنندگان و اى صاحب وعدهها به برآوردن حاجت دعاكنندگان و اى بهترين كسى كه ستايش كرده است نفس پاكيزهء خود را به بر طرف كردن بدى و مكروه از ستم رسيدگان و نگاه دار در ما سفارش خود را ( 2 ) و وصيّت بهترين پيغمبران و ذرّيهء او را كه پاكانند و نگاهدار ما را به آنچه نگاهداشتهاى تو به آن گنج صاحبان « 2 » ديوار را از جهت كسى كه نگاهداشتهاى تو آن را به سبب او از جماعت پيشينيان كه صالح بودند پس بتحقيق كه عرض كردهايم ما حاجتهاى خود را بر درهاى رحمت تو بدست نايبان و جانشينان [ دربانان ] تو « 3 » و مائيم ناتوانان اميدواران مر آنچه را كه تو سزاوارى به آن از به جواب رسانيدن تو آنها را و تو رحمكنندهترين رحمكنندگان و بخشندهترين بخشندگانى و همهء ستايش براى خداست تو سزاوار آنى اى پروردگار عالميان .
( 3 ) علىّ بن موسى بن جعفر بن محمّد بن محمّد بن طاوس مصنّف اين كتاب « مهج الدّعوات و منهج العنايات » مىگويد آنكه :
من به سوى كسى متوسّل هستم كه مشكل و عظيم نيست نزد او بخشيدن گناهان و پوشيدن عيبها و در گذشتن از لغزشها و سر درآمدن در خطاهاى مرا و بر طرف كردن اندوهها را از من به سبب همهء آنچه در اين كتاب ذكر كردم از وسيلههايى كه مطلبها را برآورند در آنكه خداى تعالى از من قبول كند آنچه را كه از او سؤال نمودهام و از زبان حال من بگرداند كسى را كه خدا او را مناجات كند به چيزى كه از او طلب كردهام با وجود آنكه جود و كرم خدا هميشه است و وجود او باقى است و ستايش مىكنيم ما همهء حمدكنندگان خدا را به آنچه سزاوار از ستايش كردن او است و طلب رحمت مىكنيم از خدا بر بهترين بندگان او كه محمّد است و بر اولاد او كه راهنمايندگان به دين خدا و احكام او هستند .
( 4 )
[ خاتمه كتاب در ] وقت اجابت دعا
خاتمه كتاب مهج الدّعوات در چند فصل در وقتهاى استجابت دعا است .
هامش
( 1 ) يعنى و در دل ما بينداز آنكه اين نعمت را شكر كنيم .
( 2 ) يعنى آن دو طفل يتيم كه حضرت خضر عليه السلام مامور شد كه آن ديوار را بسازد كه در زير آن گنجى از براى آن دو طفل بود ، جهت آنكه پدران ايشان مردان صالح بودند .
و اللَّه يعلم
( 3 ) يعنى پيغمبر و ائمه صلوات اللَّه عليهم كه نايبان بارى تعالى هستند و ممكن است كه بوّاب خوانده شود يعنى دربانان تو . و اللَّه يعلم