( 1 ) و جماعت ديگران را از ديوان كه بسته شده بودند به يك ديگر در غلهاى آهنين اينها بخشش توست نيست بخشش غير تو و بودهاى تو به او نزديك اى نزديك به همه كس آنكه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد و آنكه راهنمائى كنى براى من دل مرا و جمع كنى براى من عقل مرا و نگاهدارى مرا از اندوه من و ايمن گردانى ترس مرا و رها كنى بند مرا و سخت گردانى پشت مرا و مهلت دهى مرا و آرام دهى نفس مرا و برآورى حاجت مرا و بشنوى آواز مرا و آنكه نگردانى تو در آتش جايگاه مرا و نه دنيا را بزرگترين مقصود من و آنكه فراخ كنى بر من روزى مرا و نيكو گردانى خلق مرا و آزاد كنى گردن مرا از آتش پس بدرستى كه تو ستودهء منى و آقاى منى و محلّ اميد منى اى خداى من و سؤال مىكنم ترا بنام تو كه خوانده است ترا به آن نام ايوب عليه السلام در وقتى كه وارد شد به او آزار و بلا بعد از تندرستى و فرود آمد بيمارى به او به جاى سلامتى و تنگى بعد از فراخى [ و قدرت ] ( 2 ) پس بر طرف كردى آزار او را و برگردانيدى تو بر او اهل او را و مثل ايشان را كه بودند با ايشان در هنگامى كه آواز كرد ترا در حالى كه خواننده بود ترا و رغبتكننده بود بسوى تو و اميد داشت زيادتى احسان ترا و شكوهكننده بود بسوى تو و گفت اى پروردگار من بدرستى كه رسيده است به من آزار و بلا و تو رحمكنندهترين رحمكنندگانى پس اجابت كردى دعاى او را و بر طرف كردى آزار و بلاى او را و بودى تو به او نزديك اى نزديك به همه مردمان آنكه رحمت فرستى بر محمّد و آل محمّد ( 3 ) و آنكه بر طرف كنى آزار و بلاى مرا و سلامتى دهى در نفس من و در اهل من و مال من و فرزندان من و برادران من در خشنودى تو « 1 » سلامتى پايندهء فراگيرندهء شفا دهندهء كفايتكنندهء [ وفاكننده ] بسيار و راهنماى و زيادشونده كه بىنياز باشد از طبيبان و دواها و آنكه بگردانى آن سلامتى را جامهء پايينى من « 2 » و جامهء بالائى من « 3 » و بهره دهى مرا به گوش من و چشم من و آنكه بگردانى اين هر دو را وارثان « 4 » از من بدرستى كه تو بر هر چيز بسيار توانائى اى خداى من و سؤال مىكنم ترا بنام تو كه خوانده است ترا به آن نام
هامش
( 1 ) « فيك » متعلق است به « اخوانى » يعنى برادران من كه در تحصيل رضاى تو و از جهت خشنودى تو برادرى مىكنند و دوستى مىنمايند . و اللَّه يعلم
( 2 ) يعنى و متصل و لازم باشد به بدن من .
( 3 ) يعنى همهء بدن مرا فرا گيرد .
( 4 ) يعنى و بگردانى چشم و گوش مرا به حيثيتى كه از من نفع برند . يعنى آنكه آنها را در موضعى كار فرمايم كه از من منتفع شوند چنان كه وارث از مورث خود منتفع مىشود نه آنكه به سبب من ضرر به آنها رسد و معذب و معاقب گردند . و اللَّه يعلم