( 1 ) خداوندا بدرستى كه من و فلان شخص [ فلان فرزند فلان ] دو بندهايم از بندگان تو پيش سرهاى ما به دست قدرت توست « 1 » مىدانى محل قرار ما را و موضعى را كه سپردهشدهايم ما در آن و مىدانى تغييرات احوال ما را در دنيا و بازگشت ما را در آخرت و امور نهانى ما را و آشكار ما را و مطّلعى تو بر قصدهاى ما و احاطه نمودهاى تو بر پوشيدههاى در خاطرهاى ما دانش تو به آنچه ظاهر مىكنيم آن را مثل دانش توست به آنچه پنهان مىگردانيم آن را و شناخت تو به آنچه پوشيده مىداريم آن را مانند شناخت توست به آنچه هويدا داريم آن را ( 2 ) و پوشيده نيست بر تو چيزى از امرهاى ما و پنهان نيست در نزد تو حالى از حالهاى ما و نيست براى ما از تقدير تو [ از تو ] « 2 » ملجئى و قلعهاى كه محافظت نمايد ما را و نه پناهى كه نگاهدارد ما را و نه گريزگاهى كه بر طرف كند عقوبت ترا « 3 » از ما و سرپيچى نمىتواند نمود ستمكنندهاى از فرمان و عذاب تو به سبب پادشاهى خود و نزاع نمىكند ترا از جانب او سپاه او و غلبه نمىكند بر تو غلبهكنندهاى به سبب حاميان خود « 4 » و فايق نمىشود بر تو صاحب تفوّقى به سبب بسيارى معاون كه عقوبت تو مىرسد به او « 5 » هر كجا كه رفته است او و قدرت دارى تو بر او هر كجا كه پناه برده است پس پناه ستم رسيدهء از ما به توست و اعتماد جبر كردهشدهء از ما دو تا « 6 » بر توست و بازگشت او به سوى توست طلب فريادرس مىنمايد مظلوم از تو هر گاه ترك يارى نمايد او را فريادرس غير تو و آواز مىكند و مىطلبد ترا « 7 » هر گاه بنشيند از اعانت او يارىكنندهء سوى تو و پناه مىبرد به تو هر گاه نباشد او را فضاها و آستانها و مىكوبد آن مظلوم
هامش
( 1 ) اشاره است به قول خداى تعالى كه فرمودهاندوَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَهايعنى نيست جنبندهاى مگر آنكه بر خدا لازم است رزق آن و مىداند خداى تعالى موضع قرار آنها را ( يعنى صلبهاى پدران آنها را ) و مىداند موضعى را كه سپرده شدن آنها را در آن موضع ( يعنى رحمهاى مادران آنها را ) چنانچه به اين معنى ترجمه شده يا آنكه مىداند خداى تعالى موضع قرار و سكنى آنها را در روى زمين و مىداند موضعى را كه سپرده مىشوند ( يعنى مىميرند ) يا آنكه دفن مىگردند در آن موضع يا آنكه مىداند خداى تعالى موضعى را كه وطن قرار مىدهند و موضعى را كه مىرسند به آن در سفرها يا آنكه مىداند خداى تعالى موضعى را كه قرار مىگيرند در آن موضع در آخرت از بهشت يا دوزخ و موضعى را كه سپرده مىشوند در آن موضع در عالم برزخ يا آنكه مراد آن باشد كه خداى تعالى مىداند كه كدام يك از خلايق ايمان در او استقرار يافته و ثابت است و با ايمان از دنيا مىرود و كدام يك از ايشان ايمان در او سپرده شده و عاريه است و بىايمان از دنيا خواهد رفت و احتمال معنىهاى ديگر نيز دارد كه ذكر آنها باعث درازى كلام مىشود . و اللَّه يعلم بحقايق الامور .
( 2 ) يعنى براى ما از عذاب تو ملجئى و پناهى نيست .
( 3 ) يا آنكه ما به سبب آن عقوبت ترا از خود بر طرف كنيم .
( 4 ) منعة جماعتى هستند كه شخصى را حمايت نمايند و از خويشان و قبيلهء او باشند . و اللَّه يعلم
( 5 ) يعنى به او عذاب و عقوبت تو مىرسد هر كجا كه او رفته است و پناه برده است يا آنكه به او هلاك نمودن تو او را مىرسد به هر كجا كه او رفته است ، چنانچه در قرآن مجيد اشارهء به آن شده . و اللَّه يعلم
( 6 ) يعنى از من و فلان شخص هر يك كه مظلوم باشيم پناه او به تو است . و اللَّه يعلم
( 7 ) يعنى مظلوم ترا آواز مىكند و مىطلبد هر گاه كسى او را به غير از تو يارى ننمايد . و اللَّه يعلم