تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
( 1 ) و نگاهداشته شود ضايع و تا آنكه برگردد بيرون رفته و رجوع نمايد « 1 » گريخته و تا آنكه توانگر گردد درويش و پناه يافته شود پناه برنده و تا آنكه تعظيم كرده شود مرد بزرگ و رحم كرده شود طفل كوچك و تا آنكه عزيز شود [ عزيز گردانيده شود ] « 2 » ستم رسيده و خوار شود [ ظالم ذليل گردانيده شود ] « 3 » ستم‌كننده و تا آنكه نجات داده شود اندوهناك و بر طرف شود اندوه او و فرونشيند حادثه و بلا و تا آنكه بميرد مخالفت شرع و حق و بلند مرتبه شود دانش و شامل شود « 4 » سلامتى و امنيت و مجتمع گردد تفرّق « 5 » و [ نيكو گردد ثبات در ايمان ] و برويد گياه و منعقد گردد مجالس حكومت و معمور شود مسجدها و تا آنكه قوّت داده شود ايمان و خوانده شود قرآن بدرستى كه تو توئى جزا دهندهء اعمال و انعام دهنده و بخشنده . ( 2 )

مناجات به شكرگزارى خداى تعالى

خداوندا براى توست ستايش بر برگردانيدن نازل‌شده‌ها را از بلاها و بر پى در پى وارد شدن كامل‌ها از نعمتها و بر نازل‌شونده‌هاى از بيماريها و آزارها « 6 » و بر بر طرف نمودن بلاها و حادثه‌هاى تنگى معيشت و براى توست ستايش بر گوارا از بخشش تو و بر ستايش كرده شده از احسان تو بر بزرگ نعمتهاى تو و از براى توست ستايش بر نيكوئى تو كه بسيار است و بر احسان تو كه عزيز است و بر تكليف نمودن تو تكليف آسان را و دفع كردن دشوار را و از براى توست ستايش اى پروردگار من بر بسيار كردن تو كمى شكرگزارى را و بر بخشش نمودن تو بسيار از مزد و ثواب را و بر بر طرف نمودن تو سنگينى گناه را و بر پذيرفتن تو « 7 » تنگى و كوتاهى عذر را و بر درگذشتن تو « 8 » از تقصير به پاى دارندهء گناه را و هموار نمودن تو مكان ناهموار را و بر منع كردن تو رسوائى بلا و مصيبت را « 9 » و
هامش
( 1 ) و يا آنكه ذليل گردانيده شود مظلوم چنان كه برخى اعراب شده . ( 2 ) و يا آنكه عزيز گردانيده شود چنان كه برخى اعراب شده . ( 3 ) و يا آنكه ظالم ذليل گردانيده شود چنان كه برخى اعراب شده . ( 4 ) يعنى و شايع گردان ( 5 ) يعنى متفرق بودن مردمان و جلاى وطن نمودن ايشان . ( 6 ) مخفى نماند كه بيمارى و آزار نيز سبب شكرگزارى و ستايش كردن جناب اقدس الهى مىشود ، زيرا كه باعث كفارهء گناهان و زيادتى ثواب اخروى است چنانچه از حضرت سيد الساجدين منقول است كه فرمودند : اى كسى كه مستحق حمدى در وقت صحت من و سزاوار شكرى به سبب بيمارى من و محتمل است كه مراد از ضراء عذابها و بلاهائى باشد كه بر كافران نازل شد ، چه آنها نيز نعمتى هستند نسبت به مسلمانان يعنى و شكر براى تو است بر نعمت دادن به مؤمنان و بر فرستادن عذاب بر كافران و ظالمان . ( 7 ) يعنى قبول مىكنى تو عذر را هر چند ناموجه باشد . ( 8 ) يعنى و از براى تو است ستايش بر اين كه در مىگذرى از تقصير كسى كه گناه را مرتكب شده باشد . ( 9 ) يا رسوائى عذاب و عقوبت را .