تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
( 1 ) كردن نيّت خود و از محض درست كردن بينائى و قصد خود و از مبالغهء « 1 » در اقدام به نيّت خود « 2 » و از سعى نمودن « 3 » در پاك كردن قصد خود و از ثابت كردن مر بازگشت خود را و از شتاب نمودن به سوى فرمان تو به فرمانبردارى من و بر طرف كن خداوندا به سبب توبه از من تاريكى ملازمت و مداومت گناهان را و محو كن از نامهء اعمال من به سبب توبه آنچه را كه پيش فرستاده‌ام من آن را از گناهان و بپوشان به من جامهء پرهيزكارى را و لباسهاى « 4 » راهنمائى را « 5 » پس به تحقيق كه بيرون كردم ريسمان گناهان را از بدن و بنيهء خود و كندم پيراهن گناهان را از بدن خود در حالى كه دست زننده‌ام اى پروردگار من به توانائى تو طلب يارىكننده‌ام بر من نفس خود به عزّت تو امانت سپارنده‌ام توبهء خود را از شكستن به محافظت و پناه تو چنگ در زننده‌ام من از نبودن يارىكننده‌اى به نگاهداشتن تو همراه‌كننده‌ام به آن چنگ در زدن گفتن اين كلمه را كه نيست حركتى و نه قوّتى مگر به تو . ( 2 )

مناجات به طلب نمودن حج

خداوندا روزى كن به من آن حجّى را كه واجب ساخته‌اى تو آن را بر كسى كه قدرت داشته باشد به سوى آن خانه رفتن را و بگردان براى من در اين حج راهنمائى و به سوى آن دليلى « 6 » و نزديك كن براى من دورى راهها را و يارى كن مرا بر به جاى آوردن اعمال حج « 7 » و حرام گردان به سبب احرام من بر آتش ، بدن مرا و زياده گردان براى سفر كردن در توانائى من و بنيهء من « 8 » و روزى كن به من اى پروردگار من ايستادن در نزد ترا و كوچ كردن به سوى ترا و رستگارى ده مرا به ظفر يافتن
هامش
( 1 ) يعنى اين توبهء من صادر شده است از آنكه مبالغهء بسيار دارم در اين كه اقدام نمايم و نيت خود را نيكو بجاى آورم يعنى به عمل آورم توبهء خود را و ثابت قدم باشم در آن . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى در بپاى داشتن نيت خود كه عبارت از توبه است . ( 3 ) يعنى آنكه اين توبه من صادر شده است از روى سعى كردن من در آنكه قصد خود را پاك كرده‌ام و خالص نموده‌ام . ( 4 ) چون در تفسير جلباب اهل لغت اختلاف نموده‌اند چنان كه سابقا در مناجات طلب رزق گذشت بنا بر اين ترجمه به لباس نموده كه شامل همه معانى باشد . و اللَّه يعلم ( 5 ) يعنى راه يافتن ( 6 ) دليل نيز به معنى راهنماست . ( 7 ) مناسك حج عبارت است از كارها و عبادتهاى معين و معلوم كه در مواضعى چند معهود بجاى آورده شود و بعضى گفته‌اند كه مناسك مكانها و موضعهاى آن عبادتها است . و اللَّه يعلم ( 8 ) « جلد » به كسر جيم و سكون لام به معنى جسد آمده چنانچه ترجمه شده و « جلد » به فتح جيم و لام به معنى صلابت و سختى است يعنى و زياد گردان براى سفر كردن صلابت و سختى را چنانچه برخى اعراب شده . و اللَّه يعلم
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 412 | السيد ابن طاووس / الطبسي