( 1 ) از جهت رجوع كردن و كوچ نمودن من از منى « 1 » و تمام كن خداوندا افعال حج مرا و منقضى گشتن تلبيات گفتن مرا « 2 » به قبول كردن از جانب خود براى من و به مهربانى نمودن از جانب خود به من اى رحمكنندهترين رحمكنندگان .
( 1 )
مناجات جهت بر طرف شدن ظلم و ستم
خداوندا بدرستى كه ظلم و ستمكارى بندگان تو به تحقيق كه قرار گرفته است « 3 » در شهرهاى تو تا آنكه ميرانده است عدالت را و بريده است راههاى شرع را و بر طرف كرده است درستى را و باطل كرده است راستگوئى را و پنهان كرده است نيكوئى را و آشكار نموده است شرّ و بدى را و خاموش ساخته است « 4 » روشنى پرهيزكارى را و زايل كرده است راهنمائى را « 5 » و بر طرف كرده است نيكى را و ثابت نموده است ضرر را و زياده گردانيده فتنه و فساد را و قوّت داده است دشمنى را و پهن كرده است ميل از حقّ را و تجاوز نموده است حدّ را خداوندا اى پروردگار من بر طرف نمىكند اين ظلم را مگر قدرت و پادشاهى تو ( 2 ) و پناه نمىدهد از آن مگر منّت گذاردن تو به آن خداوندا اى پروردگار من پس قطع كن ستم را و ببر ريسمان ظلم را و فرونشان رواج بازار قبيح را و عزيز گردان كسى را كه از ظلم دلتنگ است « 6 » و قطع كن بيخ و اصل « 7 » اهل ظلم و ستم را و بپوشان به ايشان برگشتن به نقصان را « 8 » بعد از زياد شدن ظلم ايشان و شتاب كن خداوندا به سوى ايشان عقوبت را در شب « 9 » و فرود آور بر ايشان عقوبتها و هلاكتها را و بميران زندگى امر قبيح را تا آنكه ايمن شود ترسيده شده و آرام گيرد ستم رسيده و تا آنكه سير گردد گرسنه
هامش
( 1 ) نفر سكون فا و به فتح آن به معنى كوچ كردن و رفتن است . و اللَّه يعلم
( 2 ) عجّ بلند كردن آواز است در وقت تلبيه گفتن و تلبيات لبيك اللّهم لبيك تا به آخر است . و اللَّه يعلم
( 3 ) يعنى مشهور و متعارف و شايع شده است .
( 4 ) خاموش ساختن پرهيزكارى كنايه از زايل كردن و بر طرف نمودن آن است . و اللَّه يعلم
( 5 ) يا آنكه ناله از جهت گرسنگى و قحط را يا آنكه ذلت و خوارى درويشى را چنان كه در حديث وارد شده كه ظلم و ستم بسيار سبب قحط و گرسنگى و درويشى مىشود .
( 6 ) يعنى كسى را كه ظلم را ناخوش دارد و از آن اجتناب مىكند و به آن راضى نيست . و اللَّه يعلم
( 7 ) شأفة در اصل قرحه و دملى است كه از اسفل قدم بيرون مىآيد و به داغ كردن محتاج است و آن هر گاه بريده شود ، صاحبش مىميرد و قطع كردن شأفهء ظالم كنايه از بر طرف كردن و هلاك نمودن آن است . و اللَّه يعلم
( 8 ) يعنى و برگردان ظلم ايشان را به سوى كمى و نقصان و پستى بعد از آنكه ظلم ايشان زياد شده است و ستم ايشان اوج گرفته است . يعنى بعد از اين ديگر روى به كمى و تنزل گذارد تا آنكه بر طرف شود و يا آنكه امور ايشان را فاسد گردان بعد از آنكه نيكو و منتظم گرديده است و محتمل است كه حور به معنى هلاكت باشد و كور به معنى طغيان يعنى و به ايشان لباس هلاكت را بپوشان بعد از آنكه ايشان طغيان و سركشى نمودهاند هر چند كه در لغت صريحا به اين معنى نيامدهاند . و اللَّه يعلم
( 9 ) مخفى نماند كه وارد شدن عذاب در شب و عقوبت در وقت غفلت شديدتر و سختتر از عذاب نمودن در روز و مؤاخذه نمودن در هنگام اطلاع و آگاهى است . و اللَّه يعلم