( 1 ) ليكن چون تو بر من حق خدمت و رفاقت دارى لهذا ترا تعليم مىكنم . پس ياد گير . فضل گويد كه پس حضرت به من اين تعويذ را تعليم نمودند و من آن را در كاغذى نوشتم و در پارچهاى محكم بسته در آستين خود جاى دادم و به بركت اين تعويذ هيچ وقت به نزد هارون نرفتم مگر آنكه او را نسبت به خود خوشحال و شكفته يافتم و هر حاجتى كه از او طلب نمودم آن را براى من برآورد و در همهء سفرها از براى من از هر ترسى حرز و امان بود و در هر شدّت و بلائى كه افتادم به بركت اين دعا نجات يافتم .
علىّ بن طاوس رحمه اللَّه گويد كه در شرح و سند اين دعا گمان دارم كه اشتباهى واقع شده باشد و ظاهر آن است كه بايد اين دعا منسوب به حضرت امام موسى كاظم عليه السلام باشد و اين واقعه بر ايشان گذشته باشد ، زيرا كه آن حضرت به امر هارون الرّشيد محبوس بودند و روايتى وارد نشده كه هارون حضرت امام رضا عليه السلام را نيز حبس نموده بوده باشند . ليكن چون در نسخهء اصل كه من از آنجا اين دعا را نقل نمودم كه بدين نحو بود كه مذكور شد لهذا من نيز به همان طريق كه آن را يافتم ، ذكر نمودم . ( مترجم گويد : بلكه ظاهر آن است كه اين دعا همان دعاء سابق باشد كه از حضرت امام موسى عليه السلام در بركة السّباع منقول بود به روايتى ديگر چه بسيارى از فقرات اين هر دو دعا با يك ديگر موافقاند و بعضى از آنها قدرى اختلاف دارند و الله يعلم به حقايق الامور ) . ( 2 ) و دعا اين است :
ابتدا مىكنم بنام خداى بخشندهء مهربان نيست خدائى مگر خدا در حالى كه يگانه است او نيست شريكى براى او به جاى آورده است وعدهء خود را و يارى كرده است بندهء خود را و غالب گردانيده است سپاه خود را و گريزانيده است سپاهها را به تنهائى پس از براى اوست پادشاهى و براى اوست ستايش همهء ستايش براى خداست كه پروردگار عالميان است داخل در شام گرديدم و داخل شدم در صباح در حالى كه در حمايت خدايم كه رخصت داده نشده است براى همه كس و داخل در عهد و امان خدايم كه زايل نمىشود و شكسته نمىگردد و در عزّت خدايم كه ذليل و خوار گرديده نمىشود و مقهور نمىگردد و داخل در گروه اويم كه مغلوب نمىشود و داخل در سپاه اويم كه گريخته نمىشود و در حريم اويم « 1 » كه رخصت داده نشده است براى همه كس ، به خدا پناه بردهام و به يارى خدا داخل در صباح شدهام [ پنهان گشتم از دشمن ] و به خدا طلب رستگارى نمودهام و عزّت يافتهام و پناه بردهام و يارى كرده شدهام و توانا گشتهام و به غلبهء خدا قوى گشتهام بر دشمنان و به عظمت خدا و بزرگوارى او غالب شدم بر دشمنان و مقهور ساختم ايشان را به قدرت خدا و توانائى او و طلب اعانت نمودم بر ايشان به خدا و واگذاشتم كار خود را بسوى خدا و
هامش
( 1 ) حريم هر چيزى حوال و دور آن را گويند كه جايز نيست براى كسى كه در آن تصرف نمايد مثل حريم ديوار و نهر و امثال آن . و اللَّه يعلم