تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
( 1 ) راوى گويد كه : چون حضرت ابو الحسن رضا على بن موسى صلوات الله عليهما رحلت نمودند ، تعويذى يافته شد كه بر آن حضرت بسته بود و در آخر آن نوشته شده بود آنكه پدر آن حضرت فرمودند كه جد ايشان حضرت امير المؤمنين على عليه السلام به بركت اين دعا از شر دشمنان پناه مىجستند و دائما اين تعويذ را در بند شمشير خود آويخته بودند و در آخر اين دعا نامهاى خدا عزّ و جلّ است و آن حضرت بر اولاد و اهل خود شرط نمودند آنكه اين دعا را بر هلاكت و ضرر مؤمنى نخوانند . پس بدرستى كه هر كس اين دعا را بخواند دعاى او نزد خدا عزّ و جلّ برنمىگردد . ( 2 ) و دعا اين است : خداوندا بوسيلهء تو طلب فتح و نصرت مىنمايم و به تو طلب فيروزى و رستگارى مىكنم و به وسيلهء محمّد كه رحمت فرستد خدا بر او و بر آل او روى مىآورم [ به دشمن ] خداوندا آسان گردان دشوارى و ناهموارى دشمن را و هر امر دشوارى را و آسان و رام گردان سختى و سركشى او را و هر امر سخت و دشوار را و كفايت كن مرا از تحميل او و از هر تحميلى و روزى گردان به من احسان او را و دوستى او را و برگردان از من ضرر او را و بدى و ايذاء او را « 1 » بدرستى كه تو بر طرف مىكنى آنچه را كه خواهى « 2 » و ثابت مىدارى آنچه را كه خواهى « 3 » و در نزد توست اصل كتاب « 4 » بدانيد آنكه دوستان « 5 » خدا نيست ترسى بر ايشان و نيستند ايشان آنكه اندوهناك شوند ، « 6 » بدرستى كه ما فرستادگان « 7 » پروردگار توايم نمىرسند دشمنان بسوى تو ( اى لوط ) به بركت طه و حم نمىبينند ايشان و گردانيديم ما در گردنهاى كافران غلها و بندها پس آنها رسيدند تا به زنخدانهاى ايشان پس ايشان بازماندگانند و گردانيديم ما از پيش روى ايشان حاجبى و مانعى را و از پس سر ايشان مانعى را ( 3 ) پس پوشانيديم چشمهاى ايشان را پس ايشان نمىبينند كافران آن جماعتند كه مهر نموده است « 8 » خدا بر دلهاى ايشان و بر گوشهاى ايشان و بر چشمهاى ايشان و آن جماعت ايشانند غافلان ( از عذاب خدا ) البته كه راست است آنكه خدا مىداند آنچه را كه پنهان مىسازند از مكر و آنچه را كه آشكارا مىكنند از دشمنى پس زود باشد كه كفايت كند خدا ترا از شرّ
هامش
( 1 ) معرّة به معنى قبيح و ناخوش و ايذا و بدى آمده . ( 2 ) بر طرف كردن آن را ( 3 ) اثبات و ايجاد آن را ( 4 ) يعنى لوح محفوظ يا علم به مصالح اشياء ( 5 ) بعضى گفته‌اند كه اولياء اللَّه جماعتىاند كه فرمانبردارى خداى تعالى نمايند و با يك ديگر دوستى از براى رضاى خداى كنند . و اللَّه يعلم ( 6 ) يعنى از نرسيدن به مطلبها و نداشتن اسباب دنيوى اندوهناك نمىشوند . و اللَّه يعلم ( 7 ) يعنى ملائكه گفتند ما فرستادگان پروردگار توايم و به جهت عذاب قوم نازل‌شده‌ايم خاطر جمع دار كه ضرر ايشان به تو نمىرسد . و اللَّه يعلم ( 8 ) مهر نمودن خداى تعالى بر دل و گوش و چشم كافران عبارت است از سلب نمودن خداى تعالى رحمت و تفضل خود را از ايشان و واگذاشتن خداى تعالى است ايشان را به خودشان كه در دنيا فرو روند به حيثيتى كه بعد از آن تامل نمىكنند و سخن حق را نمىشنوند و چيزها را نمىبينند تا آنكه عبرت گيرند . و اللَّه يعلم بحقايق الامور
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 388 | السيد ابن طاووس / الطبسي