تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
ايشان ( 1 ) و او است شنواى بسيار دانا و مىبينى تو اى محمّد ايشان را كه نگاه مىكنند بسوى تو و حال آنكه ايشان نمىبينند ترا « 1 » به حسب حقيقت كرند و گنگ‌اند و كورند پس ايشان برنمىگردند از اعتقادهاى باطل به حق طسم اين سوره آيتهاى قرآن روشن است . « 2 » هر آينه نزديك است كه تو اى محمّد هلاك‌كننده باشى « 3 » نفس خود را از جهت آنكه چرا نيستند كافران گروندگان به قرآن اگر خواهيم ما فرو مىفرستيم بر ايشان از آسمان علامتى را تا بگردد به جبر و اكراه گردنهاى ايشان براى آن علامت فروتنىكننده . ( 2 ) و نامها اين است : خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم ترا به حق آن چشمى كه بخواب نمىرود و به آن عزّت و غلبه‌اى كه زائل نمىشود « 4 » و به آن پادشاهى كه ستم رسيده نمىگردد و به آن روشنى كه خاموش نمىشود و به آن ذات دائمى كه كهنه نمىشود و به آن زندگى كه نمىميرد و به آن بىنيازى كه مغلوب نمىگردد و به آن هميشه‌اى كه بر طرف نمىشود و به آن نامى كه برگردانيده نمىشود « 5 » و به آن پروردگارى كه ذليل و خوار نمىشود آنكه رحمت فرستى تو بر محمّد و بر آل محمّد و آنكه به عمل آورى به من فلان كار و فلان كار را . پس حاجت خود را بگو كه ان شاء الله تعالى برآورده مىشود . ( 3 ) 2 - و از آن جمله عوذه‌اى براى علىّ بن موسى الرّضا عليه التحيّة و الثنا است كه حضرت به آن پناه جستند در وقتى كه در خانه‌اى انداخته شدند كه در آن خانه جانوران درنده بسته شده بود . فضل بن ربيع روايت كرده كه روزى هارون الرّشيد صبح شراب خورده و مست گشته بود پس دربان خود را طلبيده و به او گفت كه به نزد علىّ بن موسى علوى برو و او را از زندان بيرون و او را در بركهء سباع پيش شيران و جانوران درّنده بينداز . پس من شروع به التماس و ملايمت نمودم كه او را فرو نشانم . پس غضب او سخت‌تر و زياده‌تر گرديد تا آنكه به من امر كرد و گفت قسم به خدا كه اگر او را به پيش شيران نمىاندازى هر آينه من ترا به عوض آن مىاندازم ! راوى گويد كه پس من به نزد حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام رفتم و چون داخل شدم گفتم كه امير المؤمنين به من چنين و چنين فرموده است . آن
هامش
( 1 ) يعنى حقيقت و مرتبهء ترا نمىشناسند و به پيغمبرى تو اقرار ندارند . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى اعجاز ظاهر است و يا آنكه حلال و حرام او ظاهر است يا آنكه بيان‌كنندهء حق و باطل است . و اللَّه يعلم ( 3 ) يعنى آن قدر در ايمان كافران حرص دارى كه نزديك است كه نفس خود را هلاك نمائى كه چرا ايشان ايمان نمىآورند . و اللَّه يعلم ( 4 ) يا آنكه رسيدن به آن مرتبه را كسى قصد و ارادهء نمىكند زيرا كه آن مرتبه براى كسى ميسّر نمىشود . و اللَّه يعلم ( 5 ) يعنى دعا و مسألت كسى برگردانيده نمىشود كه به آن نام متوسل شود . و اللَّه يعلم
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 389 | السيد ابن طاووس / الطبسي