تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
آنچه انجام مىدادند پس اينجا مغلوب شدند ] ( 1 ) و برگشتند در حالى كه بودند خوار و ذليل و افكنده شدند ساحران در حالى كه بودند سجده‌كنندگان پس نگاه داشت خدا پيغمبر را از بديهاى آنچه حيله نمودند كافران [ و احاطه نمود ايشان را آنچه كه به آن او را مسخره مىكردند و عذاب بد آل فرعون را احاطه نمود ] و مكر كردند يهودان و جزاى مكر ايشان را داد خدا و خدا بهترين جزا دهندگان است مر جماعت مكّاران را آن چنان جماعتى « 1 » كه گفتند مر ايشان را منافقان كه بدرستى كه مردمان كفّار به تحقيق كه اتفاق نموده‌اند براى كشتن شما پس بترسيد شما از ايشان پس زياد گردانيد اين سخن ايمان ايشان را و گفتند كافى است ما را خدا و نيكو معتمدى است او پس بازگشتند با عافيت و سلامتى از جانب خدا و زيادتى ثوابى نرسيد ايشان را مكروهى و پيروى نمودند خشنودى خداى را و خدا صاحب بخشش بسيار و بزرگ است خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به تو از ضرر و بديهاى دشمنان و دفع مىكنم و طعن مىزنم به قوّت تو در گودى سينه‌هاى ايشان و سؤال مىكنم ترا از بهترين آنچه در نزد توست ( 2 ) پس زود باشد كه نگاه دارد ترا از شرّ ايشان خدا و اوست شنوا و بسيار دانا جبرئيل از طرف راست من است و ميكائيل از طرف چپ من است و اسرافيل از عقب سر من است و محمّد كه رحمت فرست خدا بر او و بر آل او عذرخواه من است از پيش روى من و خدا مشرف و مطّلع است بر من اى كسى كه گردانيده‌اى ميان درياى روم و فارس « 2 » حائلى را حايل و مانع قرار ده ميان من و ميان دشمنان من تا آنكه نرسانند به سوى من بدى و ضرر را هرگز ميان من و ميان ايشان است پرده و حجاب خدا آن چنان پرده‌اى كه پنهان كرده است خدا به آن پيغمبران را از شرّ ظالمان و كافران و كسى كه باشد در پردهء پناه خدا خواهد بود نگاهداشته شده از همهء بلاها ، كافى است مرا خدايى كه كارگذارى مىكند مرا آنچه را كه كفايت نمىكند مرا
هامش
( 1 ) اين آيه در سورهء آل عمران است يعنى مؤمنان حقيقى جماعتى هستند كه گفتند به ايشان از جهت ترسانيدن ايشان عبد القيس و تبعهء او از كفار كه ابو سفيان و اصحاب او جمعيت نمودند بر قتل مؤمنان و لشكر عظيم با ايشان اتفاق كرده‌اند و شما جماعت اندكيد و طاقت حرب ايشان نداريد پس زياد گردانيد اين سخن ايمان و اعتقاد ايشان را و گفتند كه كافى است ما را خداى تعالى و نيكو وكيلى است او و از مدينه بيرون رفتند كه جهاد نمايند پس چون خبر به ابو سفيان رسيد به مكّه برگشته به خانهء خود گريخت پس بازگشتند مسلمانان در نهايت سلامتى و مأجور و مثاب از نزد جناب اقدس الهى و به خانه‌هاى خود قرار گرفتند . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى همچنان كه ميان آن دو دريا كه يكى آب آن شيرين و گوارا است و آن ديگرى آبش شور و تلخ است در جايى كه بهم مىرسند پرده و مانعى قرار داده‌اى كه هيچ يك از آن به ديگرى داخل و ممزوج نمىشوند همچنين ميان من و دشمنان من نيز حايلى و مانعى قرار ده كه ضرر و دشمنى ايشان به من نرسد و من از ايشان محفوظ و سالم باشم و محتمل است كه مراد آن باشد كه و همچنان كه بعد بسيار قرار داده‌اى از بيابانها و شهرها ميان درياى روم و فارس و دور گردانيده‌اى آن هر دو را از يك ديگر همچنين بعد و مسافت بسيار ميان من و ميان دشمنان من قرار بده كه ايشان به من نرسند و من از ايشان متضرّر نگردم چنانچه بعضى از مفسرين آيه شريفه را چنين تفسير نموده‌اند . و اللَّه يعلم
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 384 | السيد ابن طاووس / الطبسي