تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
( 1 ) 4 - و از آن جمله دعاى حرز از براى مولاى ما حضرت امام موسى كاظم عليه السلام است در وقتى كه آن حضرت در بركه « 1 » سباع انداخته شد و دعا اين است : ابتدا مىكنم بنام خداى بخشندهء مهربان نيست خدايى مگر خدا ، يگانه و تنهاست او بجاى آورده است وعده خود را و يارى كرده است بندهء خود را و غالب گردانيده است سپاه خود را و گريزانيده است گروهها را به تنهايى ، همهء ستايش از براى خداست كه پروردگار عالميان است داخل در صباح گرديدم و داخل در شام شدم در حالى كه در قورق خدايم كه رخصت داده نشده است براى كسى و در پرده اويم كه پاره نمىكند آن را بادها و نمىدرد آن را نيزه‌ها و داخل در عهد و امان خدايم كه شكسته نمىشود و در غلبه خدايم كه خوار نمىشود و مقهور نمىگردد و داخل در گروه اويم كه مغلوب نمىگردد و داخل در سپاه اويم كه گريخته نمىشود به خدا طلب فتح و گشايش مىنمايم و طلب رستگارى مىكنم و عزّت مىجويم و انتقام مىكشم از دشمنان و صاحب توانايى مىگردم و اجتناب مىنمايم از شرّ دشمنان ( 2 ) و مددكارى مىطلبم به خدا و به توانايى خدا طعن مىزنم بر دشمنانم و غالب مىشوم بر ايشان به قدرت خدا و يارى مىطلبم بر مسلّط شدن بر ايشان از خدا و واگذارم كار خود را بسوى خدا كافى است مرا خدا و نيكو معتمدى است او و مىبينى تو اى محمّد ايشان را كه نگاه مىكنند بسوى تو ( به حسب ظاهر ) و حال آنكه ايشان ترا نمىبينند ( به حسب حقيقت ) « 2 » قبيح و زشت است رويهاى دشمنان من پس ايشان نمىبينند حق را كرند و گنگ‌اند و كورند پس ايشان برنمىگردند از اعتقادهاى باطل غالب شدم من بر دشمنان خدا به بركت نام « 3 » خدا كجاست كسى كه غالب شود بر حجت خدا ظفر يافته است و غالب شده حجت خدا بر دشمنان خدا كه فاسقان و ستمكارانند « 4 » و بر سپاه شيطان همگى هرگز ضرر نمىتوانند رسانيد به شماها مگر اندكى و اگر كارزار نمايند با شما مىگردانند به شما پشتهاى خود را پس يارى كرده نمىشوند ايشان
هامش
( 1 ) بركه سباع گودال و جايى است كه در آن جانوران درنده مثل شير و پلنگ و امثال آنها را ببندند و هر يك از خلفاى بنى عباس بركهء بزرگى داشته‌اند كه مملوّ از سباع درنده بود كه آن را بركهء سباع مىگفتند و هر كه را كه مىخواستند بكشند او را در آن بركه مىانداختند و هر يك از حضرت امام موسى و امام على نقى و امام حسن عسكرى عليهم السلام را به امر خليفهء آن زمان در شب در آن بركه انداختند و چون صبح شده ديده‌اند كه آن حضرت مشغول به عبادت بوده‌اند سالم از شر سباع و آنها همه دور او فروتنىكننده بودند و از براى آن حضرت تواضع‌كننده بودند . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى و حقيقت ترا نمىشناسند و به پيغمبرى تو اقرار و اعتراف ندارند و مرتبهء تو را نزد خداى تعالى نمىدانند . و اللَّه يعلم ( 3 ) يا به بركت حجت خدا كه ائمه عليهم السلام هستند . ( 4 ) يا آنكه بيرون رفتگان از ايمانند .
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 380 | السيد ابن طاووس / الطبسي