نيكوكاران و دانايانند ( 1 ) و رحمت فرست بر على پسر حسين كه زينت عبادتكنندگان و مولاى ايشان و صاحب پينههاست « 1 » و بر محمّد پسر على كه جامع همهء علمهاست و بر جعفر پس محمّد راستگو و بر موسى پسر جعفر خشم فرو برنده و بر على پسر موسى كه خوشنود است از او خدا « 2 » و بر محمّد پسر على كه بخشنده است و بر على پسر محمّد و بر حسن پسر على كه ساكن بلدهء عسكرى است و بر انتظار كشيدهشدهء براى فرمان تو و به پاى ايستادهء در بجا آوردن فرمان تو به آنچه خشنود گرداند ترا و دليل تو بر آفريدگان تو و خليفه گردانيده شده از جانب تو بر بندگان تو هدايت يافته شد ، پسر هداى يافتگان راهنماى بيناى راه پسر بينايان است راهنمايندهء پسر راهنمايندگان به سوى راه راست است رحمتى كه تمام و شامل هميشهاى زيادهشوندهء باقى فروگيرندهء پيوسته و آنكه بيامرزى ما را و رحم نمايى ما را و بر طرف كنى از ما اندوه ما را و همّ ما را و غمّ ما را خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم ترا و سؤال نمىكنم از غير تو و خواهش مىكنم بسوى تو و خواهش نمىكنم بسوى كسى سواى تو و سؤال مىكنم ترا به همهء سؤال كردنهاى از تو و دوستدارترين آنها بسوى تو و مىخوانم ترا ( 2 ) و زارى مىنمايم بسوى تو و متوسّل مىگردم بسوى تو به دوستترين نامهاى تو بسوى تو و بهره داشتهترين آنها در نزد تو و همهء آنها صاحب بهرهاند نزد تو آنكه رحمت فرستى بر محمّد و آل محمّد و آنكه روزى نمايى به من شكرگزارى را نزد نعمتهاى تو و صبر را نزد بلاء تو و يارى را بر دشمنان و آنكه ببخشى به من بهترين سفر و حضر را و حكم خود و تقدير خود را و بهترين آنچه را كه پيش ثابت شده است در اصل « 3 » كتاب و بهترين شب و روز را خداوندا روزى كن به من نيكوئى يادآورى ياد آورندگان را اى پرورندهء عالميان و روزى گردان مرا فروتنى فروتنىكنندگان و كردار صالحان و صبر صبركنندگان و ثواب نيكوكاران و نيكبختى پرهيزكاران و قبول اطاعت رسيدگان به رحمت تو و نيكوئى بندگى بندگىكنندگان و بازگشت توبهكنندگان و اطاعت نمودن خالصكنندگان عبادت را و يقين راستگويان را و بپوشان به من دوستى خود را و بينداز در دل من ترس از تو را و پيروى فرمان ترا و فرمانبردارى ترا
هامش
( 1 ) « ثفنة » پينهاى در پيشانى و در زانوها باشد مثل پينهاى كه در زانو و سينهء شتر مىباشد و حضرت امام زين العابدين عليه السلام را صاحب ثقنات مىگويند از جهت آنكه از بسيارى نماز و سجود در پيشانى و زانوهاى مبارك آن حضرت پينهاى بهم رسيده بود مثل پينهاى كه در زانو و سينهء شتر است . و اللَّه يعلم
( 2 ) يا آنكه خوشنود و راضى به امر خداى تعالى است .
( 3 ) يعنى در علم خدا يا در لوح محفوظ